تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦
كاچيش وزير و رشته نايب * يخنى حاجب هريسه دربان !

68 - سيف الدين باخرزى « 1 »

شيخ العالم سيف الدين ابو المعالى سعيد بن مظفر باخرزى از مشايخ صوفيه و از شاعران اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم است . ذكر او در بسيارى از كتب تواريخ و تراجم از قبيل حبيب - السير و هفت‌اقليم و نفحات الانس و مجالس العشاق و تاريخ گزيده و آتشكدهء آذر و جز آنها آمده و او را از مريدان و اصحاب شيخ نجم الدين ابو الجناب احمد بن عمر خيوقى خوارزمى معروف بنجم الدين كبرى يا طامة الكبرى عارف مشهور ( 540 - 618 ) دانسته و گفته‌اند كه نجم الدين او را بعد از اعطاء خرقه ببخارا فرستاد و شيخ العالم در بخارا ميزيست و عمرى دراز يافت چنان كه بعضى دورهء زندگى او را تا عهد منگوقاآن و هلاگو خان رسانيده‌اند . سيف الدين بقيّت عمر را در بخارا زيست و بنشر طريقهء كبرويّه اشتغال داشت تا در 24 ذى القعدهء سال 629 درگذشت . سال وفات او را بنحو ديگر مانند 655 و 658 و 659 نيز نوشته‌اند . سيف الدين باخرزى با عده‌يى از اصحاب شيخ نجم الدين كبرى مانند شيخ مجد الدين بغدادى و شيخ فريد الدين عطار و شيخ سعد الدين حمويه و نجم الدين ابو بكر عبد اللّه بن - محمد معروف به « دايه » و رضى الدين على لالاى غزنوى معاصر بوده و گويند كه رضى الدين نيشابورى شاعر مشهور ( م . 598 ) ويرا مدح گفته است . سيف الدين باخرزى در نظم و نثر فارسى صاحب اثر بوده است . رساله‌يى فارسى در معنى عشق و اشعار متوسطى از وى بازمانده است كه برخى از آنها را بنام ديگران نيز ضبط كرده‌اند و از آن جمله است :
عشق ار چه بلاى روزگارست خوشست * وين باده اگرچه با خمارست خوشست ورزيدن عشق اگرچه كاريست بزرگ * چون با تو نگارى سرو كارست خوشست
* *
پيريم ولى چو عشق را ساز آيد * از ما همه بوى طرب و ناز آيد
هامش
( 1 ) - رجوع شود بمقالهء آقاى سعيد نفيسى به همين نام در مجلهء دانشكدهء ادبيات شمارهء 4 سال دوم ( تيرماه سال 1334 )