تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 847

مساهمون:

ص٨٤٧
3 - عميد الدين اسعد بن نصر وزير اتابك سعد زنگى كه در سال 624 بفرمان اتابك كشته شد . رفيع لنبانى غير ازين ممدوحان رجال ديگرى را نيز مدح گفته است كه در ديوان او بنام آنان بازميخوريم . ديوان او را هدايت در ده هزار بيت دانسته ولى آنچه از اشعار او در دست است ازين مقدار كمترست . از اشعار اوست :
جانا حديث عشق به گوشت كجا رسد * هرگز بود كه دولت وصلت بما رسد من كيستم كه صافى وصلت كنم طمع * اينم نه بس كه دردى هجرت مرا رسد خاك رهت بديده رسد نى چه جاى آن * هرگز چنين سزا به من ناسزا رسد الحق رسيد آنچه رسيد از هوا به من * آرى بمردم آنچه رسد از هوا رسد پشتم دو تا شد از غم و هم نيست روى آنك * دستم يكى بدان سر زلف دو تا رسد رويم چو كهربا شد و هرساعت از جزع * چون شاخ بسّد است كه بر كهربا رسد جانم چو شمع در شب هجرت بلب رسيد * چون نيست روز وصل تو بگذار تا رسد گر صد هزار پاره كنند اين دل مرا * هر پاره راز عشق تو سوزى جدا رسد بيگانه ار هزار بود آشنا يكى * تيرت باتفاق بدان آشنا رسد ملكى است محنت تو و خلقى است منتظر * اين كار دولتست كنون تا كرا رسد بشنو حديث من كه بسى قصه‌هاى من * از عاجزان ببارگه پادشا رسد ترسم خجل شوى چو صداى جفاى تو * از ما به سيد اجل مجتبى رسد فرخنده فخر دولت و دين زيد بن حسن * كز لفظ او به گوش امل مرحبا رسد
* * *
ز عاشقان چو حديثى رود در انجمنش * در آن ميان كه رساند به گوش حرف منش توان نمود كه در كام آرزو بچه ذوق * زهاب چشمهء نوش آيد از چه ذقنش ز مهر آن لب لعل آفتاب ياد نكرد * كه از عقيق جگرگوشه‌ييست در يمنش صبا خطاب ندانم بزلف او چه كند * چو نافه بندهء كمتر نويسد از ختنش