صاحبقران مسند اقبال تاج دين * كآبى دگر گرفت ازو گوهر قصى « 1 »
* * *
گيسوى تو در سيهگرى موى شكافت * با پشت تو شد جفت و ز مه روى بتافت
تا خود چه رسد به روى شمشاد اكنون * چون گيسوى پرخمت چنان پشتى يافت
* * *
بر برگ گلت بنفشه ره خواهد كرد * از لاله بنفشه تكيهگه خواهد كرد
از آتش رخسار تو خواهد برخاست * دودى كه هزار دل سيه خواهد كرد
64 - ابو على مروزى
سيّد اجل ابو على بن الحسين المروزى « 2 » از شاعران اواخر قرن ششم و آغاز قرن هفتم است . عوفى شرحى مبسوط در ذكر لطافت طبع و مهارت او در بيان معانى دارد و آنچه از اشعار او نقل كرده مؤيد اين گفتار به نظر ميآيد . ابو على مروزى مداح علاء الدين اسكندر ثانى محمد بن علاء الدين تكش خوارزمشاه ( 596 - 617 ) بوده و عوفى او را در نيشابور ملاقات كرده و مدتى با وى مجالست داشته است . دو قصيده كه ازو در لباب الالباب آمده قدرتش را در ابداع معانى و ايراد الفاظ متين نشان ميدهد و رباعياتى هم كه بنام وى ثبت شده منتخب و مطبوع است .
از اشعار اوست :
از صبا وقت سحر بوى جنان مىآيد * كاين صبا از طرف عالم جان مىآيد
عاشق روى گل ار نيست صبا بلبلوار * از چه آشفته بشبگير نهان مىآيد
نظرى كن بتصاوير سراپردهء صنع * تا كه هريك بچه شكل و بچهسان مىآيد
پير ناگشته بنفشه است كه بر روى چمن * منحنى پشت ز بار حدثان مىآيد
سر دامادى گل دارد بلبل كه بلاف * بزر و سيم كف و كيسه چو كان مىآيد
با سرخوش ز مىِ عشق چو مستان گه صبح * ياسمن ترك كله چاكزنان مىآيد
لاله چون يوسف آلوده به خون پيراهن * جامه بدريده ز آسيب زمان مىآيد
هامش
( 1 ) - نظام الملك تاج الدين محمد بن محمد از علويان بود و ازينروى بقريش انتساب داشت
( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 339 - 345 ، مجمع الفصحا ج 1 ص 82