تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 843

مساهمون:

ص٨٤٣
همچو اشك خامهء دستور آصف منزلت * آب ياقوت لب تو آب كوثر يافته صاحب عادل نظام الملك صدر الدين كازو * مطلع آمال را بينند اختر يافته خواجهء محمود افعال محمد نام وصيت * آنكه شاخ ملك را بينند ازو بر يافته
* * *
خيز اى گرفته روى گل از طلعت تو خُوَى * تا چهرهء حيات بشوييم ز آبِ مى دامن‌كشان به حضرت سلطان گل خرام * تا سرو در هواى تو بندد كمر چو نى بلبل نگر كه در طلب باغ عارضت * فرسوده كرد عرصهء آفاق زير پى اى دلبرى كه قرطهء زنگارفام گل * از رشك چهرهء تو قبا شد هزار پى از يك مدد كه نزهت رخسارهء تو كرد * لطف بهار تعبيه شد در نهاد وى گل پارهء حرير ز هم‌رفته بيش نيست * مگذار تا عذار تو نسبت كند بوى از نرگس سيه‌دل جادو سؤال كن * كاين جور تا چه مدت و اين عشوه تا بكى عدل خدايگان وزيران جهان گرفت * زين بيش تيغ جور مكش بر زمانه هى ! فرخنده صدر دولت و دين آنكه دست او * درهم شكست قاعدهء خاندان طى عادل نظام ملك محمد كه راى او * بر روى شهريار كواكب نهاد كى
* * *
« 1 » خيز اى گرفته روى مه از طلعت تو خُوَى * تا چهرهء حيات بشوييم ز آب مى پرخنده دار صبحدم از مى لب قدح * تا كى دَم زمانه خورى چون دهان نى از مى ببارگاه روان قاصدى فرست * چون كرد قاصدان صبا را زمانه پى از خط سبز چهرهء معشوق بهره گير * كايّام كرد مفرش ميناى باغ طى گلگون باغ را پس ازين عرصه تنگ دار * چون ملك باغ پست شد از تركتاز دى هر دم حديث صفوت كوثر چه ميكنى * نسپرده بزم خسرو عشرت به زير پى
هامش
( 1 ) - اين قصيده را هم شمس طبسى بر وزن و قافيه و با مطلع قصيدهء پيشين ساخت و هر دو از امهات قصايد اوست .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 843 | ذبيح الله صفا