مىنوش از آن پيش كه معشوقهء شب را * تا صبح بگيرند و ببرند دو گيسو
مولانا شمس الدين از مجلس برخاست و فى الحال بطريق بديهه اين قصيده را جواب گفت و بحضور صدر الشريعه آورد و اين چند بيت از آنست :
از روى تو چون كرد صبا طره بيكسو * فرياد برآورد شب غاليه گيسو . . .
چون صدر الشريعه اين ابيات مطالعه كرد بر ذهن مستقيم او آفرين كرد و او در حلقهء درس مولانا صدر الشريعه بطلب علوم مشغول بود و در علم و ادب كامل روزگار خود شد . . . » سپس دولتشاه باشتباه ميگويد از بخارا بخراسان به خدمت نظام الملك وزير رفت و قصايد در مدح او پرداخت و آنگاه داستان وام خواستن و نامه نوشتن شاعر را به اين وزير بيان ميدارد و سرگذشت او را ختم مىكند .
صدر الشريعة القاضى الامام شمس الدين منصور بن محمود الاوزجندى از فاضلان بررگ و از شاعران بنام اواخر قرن ششم در ماوراء النهر بوده و در خدمت خانان ختا بسر مىبرده و شعرى نيكو داشته است . اما نظام الملك صدر الدين كه ميگويند شمس طبسى به دو تعلق داشت غير از نظام الملك صدر الدين مسعود هروى ( يا بقول خواندمير : نظام الملك سعد الدين مسعود بن على الابهرى ؟ ) است كه در سال 596 بكارد ملاحده از پاى درآمد « 1 » بلكه او نظام الملك تاج الدين ( يا صدر الدين ) محمد بن محمد وزير سمرقند است « 2 » و شاعر خود در اشعارش او را نظام الملك تاج الدين ( و گاه صدر الدين ) محمد بن محمد گفته و در نامهيى هم كه به دو دربارهء هزار دينار قرض خود نوشته و بتمامى در تذكرة الشعراء دولتشاه آمده است ، نيز او را بنام نظام الملك محمد خوانده است .
اگرچه غالب قصائد شمس در مدح اين وزير است و واقعا او به اين وزير هاشمى
هامش
( 1 ) - رجوع شود به جهانگشاى جوينى چاپ ليدن ج 2 ص 32 - 45 ؛ دستور الوزراء خواندمير چاپ تهران 1317 ص 231 - 232
( 2 ) - مجمع الفصحاء ج 1 ص 306 ؛ تذكرهء روز روشن بنقل از فهرست كتابخانهء مجلس تأليف آقاى ابن يوسف شيرازى ص 318 ؛ حواشى تاريخ بيهقى از آقاى سعيد نفيسى ص 1346