تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 833

مساهمون:

ص٨٣٣
چون خاك در تو از عزيزى عمرست * آن به كه بسر بريم در كوى تو عمر

62 - عمر بن مسعود

صدر الشريعه برهان الاسلام تاج الدين عمر بن مسعود بن احمد بن عبد العزيز بن مازه از كبار ائمهء ماوراء النهر و از صدور آل مازه است ، كه رئيس حنفيان بخارا بوده‌اند و پيش ازين دربارهء آنان سخن رفته است « 1 » . عمر بن مسعود خود مردى فاضل و مانند همهء صدور آل مازه در علوم دينى و ادبى متبحر بود و در عهد سلطان قلج طمغاج خان ابراهيم بن حسين و پسرش نصرة الدين قلج ارسلان عثمان از شاهان آل افراسياب بسر ميبرد و رباعياتى در مدح آنان ميپرداخت « 2 » . و كتاب خالصة الحقائق لما فيه من اساليب الدقائق در اخلاق كه مؤلف آن ابو القاسم عماد الدين محمود بن احمد الفارابى ( م . 607 ) است و بسال 597 تأليف شده « 3 » بنام همين عمر بن مسعود است . عوفى گويد « در اوائل ايام جوانى كه موسم بهار كامرانى بود گاه‌گاه از براى تفرج و تنزه رباعيات گفتى و شيوهء ايهام ذو الوجهين ازو منتشر گشت ، چون آن ابيات عذب و دل‌آويز بود در اطراف جهان شايع شد و نام او برباعيات مشهور شد و آن چندان علم و بزرگى مغمور گشت » . اين عمر بن مسعود يكى از استادان عوفى بود و صاحب لباب الالباب نزد او فائق زمخشرى ميخواند . از رباعيات اوست :
تركى كه بكشتن من آورد برات * در چشمهء نوش دارد او آب حيات باران سرشك من چو بسيار آمد * بر لعل لب چو شكرش رست نبات
* * *
با دل گفتم عتيب او كى برسد * در بردن دل‌فريب او كى برسد دل گفت هرآنچه از تو خواهد تو بده * تا خط نارد حسيب او كى برسد
* * *
جورى كه برين دلشده پيوست « 4 » رود * ز آن طرهء جعد و نرگس مست رود
هامش
( 1 ) - رجوع شود به همين كتاب ص 59 - 60 ( 2 ) - لباب الالباب ج 1 ص 169 - 174 و حواشى آن ص 335 - 336 ( 3 ) - كشف الظنون بند 69 ( 4 ) - پيوست : پيوسته .