تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 799

مساهمون:

ص٧٩٩
گر شد « 1 » پدرم بسنت جدّ * يوسف پسر زكى مؤيد با دور بداورى چه كوشم * دور است نه جور ، چون خروشم
اما كنيهء ابو محمد را تذكره‌نويسان « 2 » براى او نوشته‌اند و قديمترين جايى كه بدان اشاره شده آثار البلاد قزوينى است كه اسم او را در ذيل « جنزه » ابو محمد النظامى آورده است و چون مستبعد به نظر نميرسد نقل كرده‌ايم . غير ازين آنچه در تذكره‌ها و مآخذ راجع به كنيه و لقب و اسم و نسب او آمده است ، مانند نظام الدين احمد الياس بن ابو يوسف بن مؤيد المطرزى ( هدايت ) ، و جمال الدين ابو محمد يوسف بن مؤيد ، باطل به نظر ميآيد ، و قول حاجى خليفه در ذيل خمسهء نظامى « 3 » اقرب بصوابست كه اسم او را جمال الدين الياس بن يوسف بن مؤيد الگنجوى دانسته است . مادر نظامى چنان كه خود اشاره كرده است « 4 » از نژاد كرد بوده و خال او عمر نام داشته است « 5 » و شاعر علاوه برين از فرزند خود بنام محمد و زنى بنام آفاق نام برده و به دو زن ديگر كه همه پيش از مرگ شاعر در گذشته‌اند نيز در اشعار خويش اشاره كرده است . دولتشاه « 6 » و هدايت او را برادر قوامى مطرزى گنجوى دانسته‌اند ولى برين گفته دليلى در دست نيست . مولد شاعر را همهء تذكره‌نويسان گنجه دانسته‌اند و او خود نيز در اشعار خويش نسبت خود را بگنجه تصريح كرده است « 7 » ولى بعضى از تذكره‌نويسان بدليل دو بيت
هامش
( 1 ) - شدن : رفتن . فوت شدن ( 2 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 637 ( 3 ) - كشف الظنون بند 724 ( 4 ) -گرما در من رئيسهء كرد * مادر صفتانه پيش من مرد از لابه‌گرى كرا كنم ياد * تا پيش من آردش بفرياد( 5 ) -گر خواجه عمر كه خال من بود * خالى شدنش و بال من بود از تلخ گوارى نواله‌ام * در ناى گلو شكست ناله‌ام( 6 ) - تذكرة الشعرا چاپ هند ص 81 ( 7 ) -نظامى ز گنجينه بگشاى گنج * گرفتارى گنجه تا چند چند نظامى كه در گنجه شد شهربند * مباد از سلام تو نابهره‌مند گنجه گره كرده گريبان من * بىگرهى گنج عراق آن من