تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 798

مساهمون:

ص٧٩٨
بند قباى غنچه گشايد دم صبا * نقش نسيج لاله كند خامهء ازل در پرده‌هاى راست سرايند بلبلان * هر ساعتى به روى غزالان گل غزل از فيض ژاله جام بلورين شود حباب * وز رنگ لاله كأس عقيقين شود وحل از ذره‌هاى خاك كه برخيزد از صبا * گردد بياض ديدهء اجرام مكتحل از قطره‌هاى خون دل و چشم عاشقان * بندد بباغ شاخ گل ارغوان كلل زنده شود زمين ز نسيم صبا چنانك * شمع سيادت از گهر سيّد اجلّ
* * *
اى باد صبا مرا بكامى برسان * وز من بنگار من پيامى برسان در طرهء او دليست ما را زنهار * گر زنده بيا بيش سلامى برسان
* * *
چون حرف تو با باد صبا ميگويم * او از ستمت من از جفا مىگويم بارى ز تو نيستم زمانى غافل * يا ميشنوم نام تو يا مىگويم

59 - نظامى گنجه‌يى

حكيم جمال الدين ابو محمد الياس بن يوسف بن زكى بن مؤيد نظامى گنجه‌يى از استادان بزرگ و از اركان شعر فارسى است . نام و نسب او را در كتب و مآخذ قديم مشوش نوشته‌اند . عوفى « 1 » او را « الحكيم الكامل نظامى الگنجهء » نوشته و شرحى ديگر از اسم و نسب او نداده است . او خود نام و نسب خويش را در بعضى ابيات آورده و بنابرآن اشارات نام او الياس و اسم پدرش يوسف بن زكى بن مؤيد بوده است :
در خطّ نظامى ار نهى گام * بينى عدد هزار و يك نام و الياس كالف برى ز لامش * هم با نود و نه است نامش ز اين گونه هزار و يك حصارم * با صد كم يك سليح دارم « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 396 ( 2 ) - نظامى - 1001 - اسماء اللّه . الياس - الف - 99 - اسماء حسنى ؛ پس وى از يك طرف در حصار اسماء اللّه و از طرف ديگر در پناه اسماء حسنى و از آفات محفوظ است .