فن خود در شمار شاعران كمنظير و از اركان شعر فارسى است و شيوهء او كه در شمار سبكهاى مطبوع شعر است ، پس از وى مورد تقليد و پيروى بسيارى از شاعران پارسىزبان قرار گرفت « 1 » .
از اشعار اوست :
رخسار صبح پرده بعمدا برافگند * راز دل زمانه بصحرا برافگند
مستان صبح چهره مطرا بمى كنند * كاين پير طيلسان مطرّا برافگند
جنبيد شيب « 2 » مقرعهء صبحدم كنون * ترسم كه نقره خنگ « 3 » به بالا برافگند
دردِه ركاب مى كه شعاعش عنانزنان * بر خنگ صبح برقع رعنا برافگند
گردون يهود يا نه بكتف كبود خويش * آن زرد پاره بين كه چه پيدا برافگند
چون بركشد قوارهء ديبا ز جيب صبح * سِحرا كه بر قوارهء ديبا برافگند
هر صبحدم كه برچِند آن مهرهها فلك * بر رقعه كعبتين همه يكتا برافگند
با مهرهها ، كنيم قدحها چو آسمان * آن كعبتين برقعهء مينا برافگند
هامش
( 1 ) - با آنكه دربارهء خاقانى از مآخذ مختلفى ميتوان استفاده كرد فعلا براى كسب اطلاع جامع از او علاوه بر تذكرهها از مآخذ ذيل استفاده شود :* N . de Khanikoff , Memoire sur Khacani poete persan du XLL siecle . Journal asiatique , n . 1864 - 1865 . * E . G . Browne . A Literary History of Persia , vol . II , p . 391 - 400 .و ترجمهء آن به عربى بقلم دكتر ابراهيم امين الشواربى بنام « تاريخ الادب فى ايران من الفردوسى الى السعدى » چاپ قاهره 1373 هجرى ص 495 - 506 .
* سخن و سخنوران ، آقاى بديع الزمان فروزانفر . ج 2 ص 300 - 403
* دانشمندان آذربايجان ، مرحوم محمد على تربيت ص 129 - 132
* مقدمهء ديوان خاقانى چاپ تهران 1316 بتصحيح مرحوم عبد الرسولى
* تاريخ ادبيات ايران ، آقاى دكتر رضازاده شفق تهران 1321 ص 205 - 225
* مقدمهء مثنوى تحفة العراقين بتصحيح دكتر يحيى قريب . تهران 1333
* مثنوى تحفة العراقين و ديوان غزليات و قصائد خاقانى حاوى نكات فراوانى دربارهء احوال استاد است كه از غالب آنها استفاده كردهام .
( 2 ) - شيب : رشتهء تازيانه
( 3 ) - نقره خنگ : اسب سفيد ، مراد آفتابست .