باغ عيش مرا خزان دريافت * آه كاميد نو بهارم نيست
با همه رنج و محنت اين بترست * كه غمم هست و غمگسارم نيست
57 - خاقانى
حسان العجم افضل الدين بديل ( ابراهيم ) بن على خاقانى حقايقى شروانى يكى از بزرگترين شاعران و از فحول بلغاى ايرانست .
لقب حسان العجم را ، كه به حق درخور اوست ، عمّ او كافى الدين عمر بوى داد « 1 » و خاقانى خود چندبار خويشتن را بدين لقب خوانده « 2 » و عوفى هم همين لقب را براى وى ياد كرده است « 3 » .
اما لقب ديگر او افضل الدين عنوان مشهورتر او بوده است و معاصران وى او را به همين لقب مىخواندهاند « 4 » و خود هم خويشتن را بسبب همين لقب گاه افضل ياد مىكرده است « 5 » .
اسم او را تذكرهنويسان ابراهيم « 6 » نوشتهاند ولى او خود نام خويش را « بديل » گفته
هامش
( 1 ) - ضمن بيان حقوق كافى الدين در تحفة العراقين گفته است :چون ديد كه در سخن تمامم * حسّان عجم نهاد ناممتحفة العراقين ، چاپ دكتر يحيى قريب ص 221 .
( 2 ) -فرزند محمد عرب اوست * حسّان عجم و را دعاگوست
مصطفى حاضر و حسّان عجم مدحسراى * پيش سيمرغ خمش طوطى گويا بينند( 3 ) - لباب الالباب ج 2 ص 221
( 4 ) - امام مجد الدين گفته است :افضل الدين امام خاقانى * تاجدار ممالك سخن اوستو ابو العلاء گنجوى گفته است :تو اى افضل الدين اگر راست پرسى * بجان عزيزت كه از تو نه شادم( 5 ) -افضل ارزين دروغها راند * نام افضل بجز اضل منهيدو در مرثيهء عماد الدين ابو المواهب ابهرى كه تا دم مرگ ياد خاقانى ميكرده است در تحفة العراقين ( ص 230 ) گفته است :تا آخر دم ز روز اول * بودى به زبانش افضل افضل( 6 ) - دولتشاه سمرقندى ص 47 چاپ هند ؛ مجمع الفصحا ج 1 ص 200 ؛ شايد خاقانى در اين مصراع : « بخوان معنى آرايى براهيمى پديد آمد . . . » تعريضى بنام خود داشته باشد و در اين صورت نام « بديل » اسم بعدى و ثانوى اوست .