جهان در ورطهء هائل زمان در موقف حيرت * قضا در سعى خونريزى اجل در كار جان بردن
* * *
از من پدر پير من آن ممتحنى * كردست بكوى نيكنامى وطنى
ز آن چاك زنم چو صبح هر پيرهنى * كاو را چو منى بود مرا كو چو منى
55 - شهاب مؤيد
شهاب الدين احمد بن مؤيد نسفى سمرقندى « 1 » پسر مؤيد الدين نسفى شاعر بزرگ ، و خود از شاعران اواخر قرن ششم و مدّاح ابو المظفر ركن الدين قلج طمغاج خان مسعود است كه ممدوح شرف الدين حسام نيز بوده و از سلاطين خانيهء ماوراء النهر در اواخر قرن ششم است . از احوال او اطلاع كافى در دست نيست و ذكر او در تذكرهها مانند لباب الالباب و آتشكده و مجمع الفصحا باختصار و اجمال تمام آمده است . ابياتى كه ازو نقل شده نشانهء كمال تسلط وى در نظم و بيان معانى و مضامين دقيق است . عوفى ميگويد : « لطايف اشعار او بحسن صنعت و لطف عذوبت موسوم است » عروضى « 2 » او را بنام شهابى در شمار شاعران عهد سلجوقى ذكر كرده و هدايت نيز ويرا به همين تخلص خوانده است ليكن وى خود در شعر شهاب تخلص ميكرده است چنان كه درين ابيات ازو مىبينيم .
چون بتحرير مديح تو رسد بنده شهاب * چون سكندر قلمش بر سر گوهر گذرد . . .
بزرگوارا بر درگه تو بنده شهاب * كه از عدوى تو پيشه است ديو سوختنش
ز خدمت تو سراسر اميد شد بيمش * بدولت تو يكايك سرور شد حزنش . . .
و گويا علت آنكه عوفى او را هنگام وصف « شهاب آسمان معالى » خوانده ، همين تخلص او به « شهاب » است و بنابرين بايد قول عروضى و هدايت و ديگران را ، اگر مرادشان از شهابى ، همين شهاب الدين احمد نسفى باشد ، اصلاح كرد ، و همچنين اگرچه او را در شمار شاعران آل سلجوق نوشتهاند ، ليكن آنچه از او در دست داريم در مدح خانيهء
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 362 . مجمع الفصحا ج 1 ص 310
( 2 ) - چهارمقاله ص 28 و حواشى آن صفحهء 155