تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
بهرحال ظهير اين اتابك را در قصايد متعددى كه بحدود 35 بالغ است ستوده و هيچيك از معاصران و ممدوحان خود را در اين عده از قصايد مدح نگفته است و اين خود دليل اختصاص او باتابك ابو بكر است . ميگويند ظهير در پايان عمر ترك ملازمت سلاطين گفت و بطاعت و علم مشغول گشت و در تبريز ساكن شد تا در سال 598 بدرود حيات گفت و در مقبرهء سرخاب تبريز مدفون شد . ظهير با عده‌يى از شاعران نامى قرن ششم از قبيل جمال الدين اصفهانى و مجير الدين بيلقانى و خاقانى شروانى و نظامى گنجوى و اثير اخسيكتى و جز آنان معاصر بود و چنان كه بارها در اشعار خود اشاره كرده است هيچيك از معاصران را به چيزى نمىگرفت و خود را برتر از همه ميدانست . بعد از ظهير ناقدان سخن دربارهء او چندان غلو و مبالغه داشتند كه حتى او را بر انورى نيز برترى مينهادند و چنان كه در حال آن استاد ديده‌ايم بحث دربارهء تفضيل او و انورى بر يكديگر گاه باستفتاء از مشاهير سخنوران عصر مىكشيد چنان كه فضلاى كاشان از مجد الدين همگر سؤال كردند و جواب او را در ذكر انورى آورده‌ايم . علت مقايسهء ظهير با انورى آنست كه او در حقيقت دنبالهء روش انورى و هم‌كسوتان او را كه نسل مقدم و معاصر شاعر بوده‌اند ، پيش گرفته و بكمال رسانده بود . سخن او مانند همان دسته از شاعران كه انورى مقدم همه است روان و پر از معانى دقيق است . سخن ظهير در عين آنكه در كمال لطافت و روانى است ، استوار و برگزيده و فصيح و داراى معانى و الفاظ صريح مىباشد . خوانندهء ديوان او جز در چند مورد معدود كمتر بموارد معقد برميخورد و آن موارد هم از حيث غموض و ابهام به هيچ روى باشعار شعراى معاصر او در عراق و آذربايجان نمىرسد . در همان حال كه ظهير التزام رديفهاى مشكل مىكند سخن او سهل و رديفها مغلوب قدرت او در بيان هستند و هيچگاه در برابر جودت قريحهء او ياراى اخلال در معانى ندارند . قدرت او در مدح بسيار است و او در اين مورد خلاق معانى گوناگون و قادر بر
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 757 | ذبيح الله صفا