مولد او فارياب از اعمال جوزجان نزديك بلخ و در مغرب جيحون بود و آن را فيرياب نيز مىگفتند و شش منزل تا بلخ فاصله داشت « 1 » .
از سال ولادت او اطلاعى نداريم ولى با شواهدى كه از زندگى او در دست داريم بايد در اواسط نيمهء اول قرن ششم متولد شده باشد و بنابرين دورهء ظهور او در شعر مقارن بوده است با دورهء شهرت انورى در خراسان و فتنههايى كه بعد از سنجر در آن ديار پديد آمده بود .
عهد جوانى شاعر در فارياب و نيشابور گذشت و او درين مدت بكسب علوم و اطلاعات مختلف علمى و ادبى اشتغال داشت و در نيشابور بمدح عضد الدين طغانشاه بن مؤيّد آىابه آغاز كرد و گويا اين نخستين كسى باشد كه ظهير الدين او را مدح گفته است .
ظهير به مدت توقف خويش در نيشابور در يكى از اشعار اشاره كرده و گفته است :
مرا به مدت شش سال حرص علم و ادب * بخاكدان نشابور كرد زندانى
اين بيت از قطعهييست كه بطغانشاه بن مؤيد خطاب كرده است و چنان كه خواهيم ديد ظهير در آخر عهد همين پادشاه يعنى سال 582 از نيشابور خارج شد و بنابرين مىبايست در حدود سال 577 به اين شهر آمده و در آنجا از حرص اندوختن علم و ادب سكونت اختيار كرده باشد .
در همين اوان كه ظهير علاوه بر ادب در علوم عقلى نيز بلوغى يافته بود ، بتحقيق در مباحث نجومى پرداخته و بيك مسألهء رائج در آن ايام توجه كرده بود .
چنان كه در ذكر احوال انورى گفتيم منجمان پيشبينى كرده بودند كه در سال 582 بر اثر اجتماع سيارات در برج ميزان طوفان باد در عالم رخ خواهد داد و زمين را زير و زبر خواهد كرد . چند تن از شاعران و نويسندگان در صحت و بطلان اين پيشگويى سخنانى گفتهاند و از آن جمله است ظهير كه در قطعهء مذكور مدعى تأليف رسالهيى در ابطال حكم طوفان شده ولى ، چنان كه از سخنان او در آن ابيات و ابيات ديگر برميآيد ، مطلقا مورد
هامش
( 1 ) - معجم البلدان ياقوت حموى چاپ لايپزيگ ج 3 ص 840 - 841