خاكى و ترا مشك ختن دانستم * خارى و ترا گل و سمن دانستم
دردا كه من آنم كه تو ميدانستى * افسوس تو آن نهاى كه من دانستم
* * *
دردى كه مرا ز آن رخ نيكوست ببين * وين خستهدلم كه بستهء اوست ببين
اى دشمن اگر بكام خويشم خواهى * برخيز و بيا و كردهء دوست ببين
* * *
فرياد و فغان زين فلك آينهگون * كز خاك بچرخ بركشد مشتى دون
ما منتظران روزگاريم كنون * تا خود فلك از پرده چه آرد بيرون
* * *
امشب منم و جام مى و يار اى شب * تعجيل مكن بصبح زنهار اى شب
صد شب به تو بودهام بتيمار اى شب * يك شب دل عاشقان نگهدار اى شب
52 - ظهير فاريابى « 1 »
ظهير الدين ابو الفضل طاهر بن محمد فاريابى شاعر استاد و سخنسراى بليغ پايان قرن ششم و يكى از جملهء بزرگان قصيدهسرايان و غزلگويانست . لقب و كنيه و نام و نسب او در تذكرهها به همين نحو آمده است كه گفتهايم و او خود در غزلها ظهير تخلص ميكرده است چنان كه بيايد .
هامش
( 1 ) - براى كسب اطلاع از احوال ظهير رجوع شود به : لباب الالباب ج 2 ص 298 - 307 .
تذكرة الشعراء دولتشاه چاپ هند ص 69 - 72
آتشكدهء آذر چاپ هند ص 312 - 317
مجمع الفصحا ج 1 ص 330 - 336
تاريخ الادب فى ايران من الفردوسى الى السعدى . ترجمهء جلد دوم از تاريخ ادبيات برون چاپ قاهره 1954 ، ص 525 - 543
فهرست بلوشه( E . Blochet , Catalogue des manuscrits persans )موارد مختلف از ج 3
تاريخ گزيدهء حمد اللّه مستوفى چاپ عكسى
ديوان ظهير فاريابى چاپ سنگى بتصحيح موسى انصارى
هفتاقليم امين احمد رازى نسخهء خطى
تاريخ طبرستان ابن اسفنديار چاپ مرحوم عباس اقبال آشتيانى ج 1 ص 120 - 121
مقالهء اجتماع كواكب بقلم آقاى مجتبى مينوى در مجلهء دانشكدهء ادبيات شمارهء 4 سال 2