عماد الدين غزنوى ضبط شده است و همين امر مسلّم ميدارد كه عوفى اشتباها او را غزنوى دانسته است و آن عماد الدين غزنوى كه او ميگويد همان عمادى شاعر مشهور شيرينسخنى است كه مىشناسيم . آن قصيده كه راوندى باسم امير عمادى ذكر كرده « 1 » اينست :
كار خرد ساختست كام هنر حاصلست * هيچ بهانه نماند شاه جهان طغرلست
و اين قصيده عينا از صحيفهء 262 ببعد از مجلد دوم لباب الالباب در ذيل اسم عماد الدين الغزنوى آمده است .
اما اينكه عوفى او را عماد الدين گفته نيز به نظر صحيح نمىآيد يعنى ظاهرا او هم اسم شاعر و هم مولد او را نمىدانسته است . توضيح اين مقال آنست كه عمادى تخلصى است كه شاعر از لقب عماد الدوله فرامرز پادشاه مازندران گرفته است « 2 » . اين تخلص اختصارى از اسم او نيست و لقب استاد الائمه نيز كه براى عمادى ذكر كرده معلوم نيست در شمار همان نعوت و صفاتى است كه بميل خود براى هريك از شاعران آورده و يا واقعا عمادى داراى چنين لقبى بوده است .
آغاز شاعرى عمادى و شهرت وى از دستگاه عماد الدوله فرامرز پسر شهريار از اميران خاندان باوندى است كه در نيمهء اول قرن ششم بر مازندران حكومت داشت .
وى شاعر را از « خاك برداشته » « 3 » و در شعر بر افلاك نشانده بود « 4 » و شاعر كه گويا درين اوان در آغاز كار خود بود تخلص خود را از لقب ممدوح ( عماد الدوله ) برداشت . اينكه هدايت او را معاصر ديالمه دانسته از بابت اشتباه لقب همين فرامرز است با على بن بويه كه او هم عماد الدوله لقب داشت و قريب به دو قرن پيش از عمادى ميزيست .
بعد از فوت عماد الدوله فرامرز ، شاعر از مازندران بعراق رفت و به خدمت سلطان
هامش
( 1 ) - راحة الصدور چاپ محمد اقبال . ليدن 1921 ص 210
( 2 ) - ايضا همان صحيفه
( 3 ) - در مرثيهء فرامرز گفته است :در خاك نهاده چون توانم ديدن * آن را كه مرا ز خاك برداشته بود( 4 ) -در شعر نشانديم بر افلاك * دعوى بچه كار اينك اشعار