رخت ز برگ گل و ياسمن كتابى ساخت * رقم ز مشك بر اوراق آن كتاب كشيد
* * *
كس بر درِ عشق اينهمه استاد كه من * يا از تو بدين دردِ دل افتاد كه من
آن را كه ميان ما جدايى افگند * دشنام نميدهم چنان باد كه من
* * *
هر لحظه بنوع دگرم رنجانى * احوال همىپرسى و خود ميدانى
تو سرو روانى و سخن پيش تو باد * ميگويم و سر بخيره مىجنبانى
51 - عمادى
امير عمادى شهريارى از شاعران استاد اواخر قرن ششم است .
دربارهء اسم و مولد او اختلاف و درين مورد ابهامى موجود است . عوفى « 1 » شاعرى را بنام « عماد الدين الغزنوى » و با لقب « استاد الائمة » اسم ميبرد و حال آنكه ديگر تذكرهنويسان يا اصلا از چنين شاعرى ياد نمىكنند و يا اگر ياد كنند در ذيل نام عمادى شهريارى ازو ذكرى ميكنند . مثلا « 2 » تقى الدين بيك عمادى غزنوى و يك عمادى شهريارى معتقد است . عمادى غزنوى در نزد او همان عماد الدين غزنوى در لباب الالباب است و او كوشيده است كه اشعار اين دو شاعر را از يكديگر جدا كند .
اما آذر « 3 » در ذيل شاعران رى به عمادى كه اصلش از ولايت شهريار بوده اشاره كرده و گفته است « عمادى ديگر در غزنين نوشتهاند . گويا هر دو يكى باشند و در ازمنهء مختلفه در آن هر دو جا ( يعنى شهريار و غزنين ) بوده . . . » و هدايت « 4 » برين نظر مطلبى جديد افزايد و گويد بعضى او را ديگرى و پسر مختارى دانند و در باب عمادى اقوال مختلف بسيارست .
خوشبختانه راوندى كه از « امير عمادى » چند جا در كتاب خود اسم برده و اشعارى از وى نقل كرده است يكى از قصائد او را ميآورد كه در لباب الالباب باسم
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 257
( 2 ) - رجوع شود به سخن و سخنوران ج 2 حاشيهء ص 167
( 3 ) - آتشكده چاپ هند ص 214
( 4 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 350