خجنديان مردمى فاضل و فضلدوست و شاعر و شاعرپرور بودهاند . عوفى دربارهء آنان گويد « 1 » : خاندان خجنديان در صفاهان « ملاذ ارباب فضل و معتصم اصحاب دانش و مستجمع كاملان جهانست و هر فردى از افراد آن جمع درّ فريد جمال و شهبيت قصيدهء افضالند . صداى صيت ايشان با قاصى آفاق رسيده و شكراب جود ايشان سكرات جان را تسكين داده . . . »
خاندان خجندى ممدوح عدهيى از شاعران بزرگ قرن ششم قرار گرفتهاند و مهمتر از همهء آنان جمال الدين محمد بن عبد الرزاق اصفهانى است كه صدر الدين خجندى و جمال الدين خجندى در زمرهء ممدوحين او بودهاند .
آل صاعد اصفهان
در همان حال كه خجنديان بر شافعيهء اصفهان رياست ميكردند خاندانى ديگر بنام آل صاعد رياست حنفيان آن شهر را برعهده داشتند . اصل اين خاندان از نيشابور بود و از صاعديان نيشابور كه از خاندانهاى معروف علمى آن سامان بودهاند ، منشعب شدهاند . اين خاندان هم ممدوح شاعران و پرورانندهء علما و فضلا و شعرا بودهاند . جمال الدين محمد بن عبد الرزاق از آن خاندان خواجه جمال الدين صاعد بن مسعود و خواجه ركن الدين و خواجه قوام الدين و خواجه صدر الدين بن قوام الدين و خواجه نظام الدين ابو العلا را مدح گفته است .
آل عمران
يكى ديگر از خاندانهاى معروف اين عهد خاندان عمرانى است كه برياست مشهور بوده است . اين خاندان از خاندانهاى قديم خراسان و رى و خوارزم بوده و خاصه در دورهء غزنويان و سلجوقيان در خراسان شهرت داشته است .
يكى از آنان بنام على بن محمد عمرانى كه چندى در دستگاه فلك المعالى منوچهر و بعد از آن در خدمت مسعود بن محمود و در شمار امراى او بسر مىبرد ، ممدوح منوچهرى بود و آن شاعر او را در اين قصيده ستوده است :
جهانا چه بىمهر و بدخو جهانى * چو آشفتهبازار بازارگانى . . .
شنيدم كه موسىّ عمران ز اول * بپيغمبرى اوفتاد از شبانى
بعمدا على بن عمران به آخر * رسد زين رياست بصاحبقرانى . . .
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 1 ص 266 - 267