با خليفه الناصر لدين اللّه آهنگ عراق كرده بود ، صدر جهان و برادر و دو پسرش ملك الاسلام و عزيز الاسلام را بخوارزم تبعيد كرد ، و اينان همگى در سال 616 هنگام فرار تركان خاتون مادر خوارزمشاه بدستور آنزن ستمكار كشته شدند . با اينحال بازماندگان آل برهان تا اواخر قرن هفتم در بخارا بر مسند رياست حنفيان نشسته و صاحبمقام بودند و همان روش قديم اجداد را در رعايت حال علما و ترويج علم ادامه ميدادند . « 1 »
آل خجند
رجال اين طايفه هم از جملهء رؤساء مذهبى بودند كه بر اثر اهميت و شهرتى كه بتدريج حاصل كردند مصدر امور مختلف در اصفهان شده و درگاه آنان محطّ رجال دانشمندان و شاعران گرديده بود ، و خود رياست شافعيان را داشتند . اين خاندان نسب خود را به مهلّب بن ابى صفره سردار مشهور اموى ميرسانيده و اصلا در خجند از شهرهاى ماوراء النهر ميزيستهاند . نخستين فرد مشهور از اين خاندان امام ابو بكر محمد بن ثابت الخجندى است كه در مرو سكونت داشت و مردى فاضل و بليغ بود . نظام الملك او را براى تدريس در نظاميهء اصفهان بدان شهر برد و او همانجا ماند و خاندانش در همانشهر شهرت و رياست يافتند و در رتقوفتق امور آنجا سهيم شدند چنان كه صدر الدين محمد بن عبد اللطيف بن محمد بن ثابت در سال 542 اصفهان را علىرغم سلطان مسعود بن محمد بمحمد بن محمود بن محمد و ملكشاه بن محمود تسليم كرد و ازينرو مورد خشم سلطان مسعود قرار گرفت و ناگزير شد اصفهان را ترك گويد و مدتى در موصل بماند . بعد از چندى سلطان مسعود براى وى خلعت و تشريف فرستاد و او را با برادرش جمال الدين محمود بن عبد اللطيف باصفهان خواست . پسر اين صدر الدين محمد يعنى صدر الدين عبد اللطيف بن محمد متوفى بسال 580 از فضلاء و ادباء و شاعران معروف بود و نام او را در شمار شاعران قرن ششم آوردهاند و پسر او جمال الدين نيز از بزرگان شعراى زمان بوده است « 2 » .
هامش
( 1 ) - راجع به آل برهان رجوع شود به حواشى لباب الالباب از مرحوم محمد قزوينى طاب ثراه ج 1 از ص 332 ببعد و حواشى چهارمقاله از همان فاضل محقق ص 114 - 120
( 2 ) - دربارهء اين خاندان رجوع كنيد به حواشى لباب الالباب ج 1 ص 354 - 356