آل برهان
از مهمترين اين طوايف يكى آل برهان يا بنى مازهاند كه از خاندانهاى بزرگ بخارا بوده و رياست مذهب حنفيه كه مذهب عامهء ماوراء النهر است ، ابا عن جد بر عهدهء آنان بود و در اواخر دولت قراخطائيان در ماوراء النهر ايشان از جملهء ملوك بخارا محسوب ميشده و باجگزار تركان قراخطايى بودهاند و در عهد آنان بخارا مجمع فضلا و فقها و اصحاب علوم نظرى بوده است .
اول كسى كه از اين خاندان شهرت يافت ، امام برهان الدين عبد العزيز بن مازهء بخارى حنفى بود و پسرش امام شهيد حسام الدين عمر بن عبد العزيز مازه از مشاهير علماى شرق و از اجلهء فقهاى ماوراء النهر شمرده ميشد كه در سال 536 بعد از غلبهء گور خان خطايى در جنگ قطوان بر سنجر ، بدست گور خان كشته شد و برادرش تاج الاسلام احمد بن عبد العزيز بن مازه از جانب گور خان بعنوان ناظر بر اعمال « اتمتكين » حاكم بخارا انتخاب شد و برادرزادهاش محمد بن عمر بن عبد العزيز ملقب به صدر جهان ، ممدوح سوزنى شاعر ، بعد از عم عهدهدار مقام رياست حنفيان گرديد و اوست كه در سال 605 مدتى از حملهء قبيلهء قرلق ببخارا ممانعت كرد تا چغرى خان بن حسن تكين حاكم خطا دررسيد و شر آنانرا دفع كرد . برادرش صدر الصدور ، صدر جهان برهان الدين عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز از بزرگان رجال ماوراء النهر است كه محمد بن زفر تاريخ بخاراى نرشخى را بنام او تلخيص كرد .
عوفى در جوامع الحكايات او را « سلطان دستارداران جهان » وصف مىكند و گويد كه در بخارا صاحب حكم و نافذ امر بود و در ثروت بدرجهيى رسيد كه براى رهايى متعلّمى كه محكوم بسى تازيانه شده بود ، سى هزار دينار زر سرخ بخاقان سمرقند پرداخت . پسرعم او يعنى امام برهان الدين محمود بن احمد بن عبد العزيز صاحب كتاب ذخيرة الفتاوى مشهور به ذخيرة البرهانية ، و برادرش امام برهان الدين محمد بن احمد معروف بصدر جهان ، باجگزار خطائيان و حاكم و فرمانرواى بخارا بود و دستگاهى وسيع داشت ، چنان كه شش هزار فقيه در كنف همت او زندگى ميكردند و پيشگاه او ميقات فضلا بود . محمد خوارزمشاه در سال 613 يا 614 كه به قصد محاربه