تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
اظهار جلادت و شجاعت معتوق شد و در زمرهء احرار درآمد و بعد از فوت قطب الدين ايبك در سال 607 بر تخت امارت دهلى نشست و سپس با تاختهايى كه بر امراء و مماليك اطراف برد ، متصرفات خود را توسعه داد و بسيارى از ملوك و امراء را از ميان برد و يا مطيع و منقاد خود ساخت و از خليفه فرمان سلطنت گرفت و تا سال 633 بكامرانى سلطنت كرد و سلسله‌يى را بنام سلسلهء شمسيه بوجود آورد كه تا سال 686 حكمروايى داشتند . تشكيل حكومت‌هاى مماليك هند و سلسلهء امراى خلجى كه در همين اوان اتفاق افتاد ، مصادف بود با آشوب‌هاى خراسان از دست خوارزميان و حملات مغول و ويرانى ماوراء النهر و خراسان ؛ و به همين سبب بسيارى از اهل علم و ادب كه روى قرار در اوطان خود نداشتند بهندوستان گريختند و در خدمت مماليك پذيرفته شدند و در نتيجه از آغاز قرن هفتم ببعد هند يكى از مراكز مهم زبان و ادب فارسى شد « 1 » . * * * از جملهء سلسله‌هاى مهم و مؤثر سلاطين كه در اين عهد ايجاد شد سلسلهء جانشينان حسن صباح است كه مركز حكومت آنان الموت بود . اگرچه اين دسته از امراى دينى براى خود دستگاهى از سلطنت داشتند ليكن چون كار آنان تبليغ دينى و استوار براساس مذهب اسمعيلى است ، از آنان هنگام بحث در اوضاع مذاهب بتفصيل سخن خواهيم گفت و فعلا بمختصر تحقيقى دربارهء بعضى از رجال و خاندانهاى بزرگ اين عهد اكتفا ميكنيم . در تمام دوره‌يى كه مورد مطالعهء ماست ، مانند دورهء پيشين ، عده‌يى از خاندانهاى معروف قديم در ايران باقى بوده‌اند كه بسيارى از آنها تا حملهء مغول شهرت داشته و در آن فاجعهء عظمى از ميان رفته‌اند . اين خاندانها بر اثر اهميت و ثروتى كه داشته ، و از آنجهت كه غالب رؤساى آنها مردمى فاضل و تربيت‌يافته بوده‌اند ، در پرورش علما و تشويق شعرا و نويسندگان كوشش بسيار ميكردند و عدهء كثيرى از دانشمندان اين دوره در كنف حمايت آنان بسر ميبردند .
هامش
( 1 ) - راجع بمماليك غوريه خصوصا رجوع شود به طبقات ناصرى منهاج سراج جلد اول