تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 733

مساهمون:

ص٧٣٣
آن قصيده گفته است :
وصل تو چو شعر رشيد نيست * كاو محرم هر ناسزا نباشد
4 - ظهير الدين فاريابى كه جمال تركيب‌بندى مفصل در ستايش او دارد بدين مطلع :
نالم همى و سود نبينم ز ناله‌ام * فرياد من نميرسد اين اشك ژاله‌ام « 1 »
در بيت ذيل جمال الدين سيد اشرف و وطواط و انورى را سه حكيم سزاوار ستايش دانسته و خود را چهارم آنان شمرده است :
اشرف و وطواط و انورى سه حكيمند * كز سخن هر سه شد شكفته بهارم را بعهم كلبهم اگر تو بگويى * خادمت اين هر سه شخص راست چهارم
جمال الدين از آغاز جوانى شروع بشاعرى كرد « 2 » و هم در ابتداى كار خود شاعرى ماهر بود ، درست مانند پسر خود كمال الدين كه در نوزده سالگى سخنورى نيرومند و پرمايه بود . شعر جمال الدين خالى از تكلف و روان و سهل و ساده است . در قصائد خود گاه از سنائى و گاه از انورى تقليد نموده ولى چه در تقليدهاى خود و چه در موارد ديگر همواره سهولت و روانى سخن را رعايت كرده است . وى در انواع شعر از قصيده و غزل و تركيب و ترجيع و قطعه و رباعى ، و در انواع مطالب مانند مدح و هجو و وعظ و حكمت وارد شده و در همهء آنها مهارت خود را ثابت كرده است ، خاصه در غزل كه درين نوع بمرحلهء بلندى از كمال نزديك شده و مقدمهء ظهور غزلسرايان بزرگ قرن هفتم خاصه سعدى قرار گرفته است . جمال الدين مانند بسيارى از شاعران اواخر قرن ششم بسنائى و تقليد از وى در مواعظ و حكم علاقهء وافر نشان داده و ورود او درين مبحث هم تنها جنبهء تقليد و تظاهر دارد نه بيان احوالى كه در شاعر بزرگوار غزنه مىبينيم . از اشعار اوست ، در لغز آب :
هامش
( 1 ) - ديوان ظهير ص 347 - 351 ( 2 ) -منگر اندر حداثت سنش * چون بر او از خرد رقم باشد . . .