تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
چو شهر گنجه اندر كلّ آفاق * نديدستم حقيقت در همه خاك
جمال الدين را چهار فرزند بوده و خود در يكى از ابيات خويش گفته است :
هست بر پاى من دو بند گران * علقت چار طفل و حب وطن
ليكن ازين چهار طفل كه نام ميبرد ، تنها كمال الدين اسمعيل است كه در شاعرى نام‌آور و خلف صدق پدر گرديد . وفات او را ريو در فهرست نسخ فارسى موزهء بريتانيا بسال 588 نوشته است و فعلا دليلى بر قبول يا ردّ اين قول در دست نيست . جمال الدين عده‌يى از رجال و معاريف و رؤساى اصفهان و سلاطين و امرا و صدور معاصر خود را مدح گفته است و از آنجمله‌اند : عده‌يى از رجال آل صاعد يعنى ركن الدين صاعد و قوام الدين صاعد و صدر الدين بن قوام الدين و نظام الدين ابو العلاى صاعد برادر ركن الدين و بهاء الدين بن قوام الدين صاعد . دو تن از رؤساى آل خجند يعنى صدر الدين خجندى و جمال الدين خجندى . حسام الدوله اردشير بن علاء الدوله حسن از ملوك آل باوند كه از 567 تا 602 بر طبرستان حكومت مىكرده است . ارسلان بن طغرل سلجوقى ( 555 - 571 ) نصرة الدين جهان‌پهلوان محمد بن ايلدگز ( 568 - 581 ) طغرل بن ارسلان سلجوقى ( 571 - 590 ) . جمال الدين با عده‌يى از شاعران بزرگ عهد خود نيز رابطه داشته است و از آنجمله‌اند : 1 - خاقانى كه جمال الدين بعد از مهاجات شعراء اصفهان و مجير الدين بيلقانى قصيده‌يى به دو فرستاد بدين مطلع :
كيست كه پيغام من به شهر شروان برد * يك سخن از من بدان مرد سخندان برد
2 - انورى كه جمال قطعه‌يى در مدح او دارد كه بدين بيت آغاز مىشود :
اوحد الدين تويى آنكس كه ملوك * از تو جز لطف حكايت نكنند
3 - رشيد الدين وطواط كه جمال الدين قصيده‌يى در مدح و جواب وى دارد و در