تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 729

مساهمون:

ص٧٢٩
در كوى توام سينهء پرسوز افگند * وز روى توام دور بدآموز افگند اميد نبودم كه بدين روز افتم * شبهاى غم توام بدين روز افگند
* * *
ز آن روز كه چشم من برويت نگريست * نگذشت شبى كه در غمت خون نگريست بشتاب كه دل بىتو نمىداند ساخت * درياب كه جان بىتو نمىداند زيست
* * *
شبها كه من از وصل تو بودم سرمست * مسكين تنم از روز غم ايمن بنشست امروز ز هجران تو معلومم شد * كز بعد چنان شب اين‌چنين روزى هست

48 - بيغو ملك

وى از شاعران اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم و از سلالهء قراخانان ماوراء النهر بود . عوفى نام او را « الملك المعظم بيغو ملك » نوشته و گفته است « در نوبت ايالت او اهل مرغينان و كاشان با عيشى تن آسان بودند و او شاهى بود كه هم قوت فضل داشت و هم فضل قوت ، آسمانى بر زمين و آفتابى در زين ، اشعار او مدوّن است و ديوان شعر او باصغر حجم چون مردم ديده عزيز و چون ديدهء مردم گرامى ، و اگر تمامت اشعار او نقل كرده شود از غرض كتاب بازمانيم . . . » « 1 » ازين مطلب چنين برميآيد كه بيغو ملك در ولايت مرغينان از فرغانه و شهر كاشان ماوراء النهر حكومت داشت و چون ميدانيم كه سلاطين آل افراسياب بعد از استقرار در آن سرزمين به زودى منقسم بشعبى شدند و هر اميرى در ناحيه‌يى تسلط يافت ، بنابراين چنين به نظر ميآيد كه اين بيغو ملك يكى از آن اميران باشد و به ظن قريب بيقين گويا او همان باشد كه ضياء الدين خجندى او را در چند قصيده مدح كرده « 2 » و در تضاعيف ابيات الغ بيغو ملكشاه حسام الدين حسن بن على ناميده است چنان كه درين ابيات مىبينيم :
بناى مجد و معالى الغ ملكشه آن * كه دين و داد بدرگاه او مآب گرفت
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 1 ص 52 - 53 ( 2 ) - رجوع شود بحواشى تاريخ بيهقى بقلم آقاى سعيد نفيسى ص 137