تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
وفات او را آذر بسال 570 « 1 » و هدايت بسال 563 دانسته و در شاهد صادق 577 آمده است . قول هدايت به نظر باطل ميآيد زيرا مدح اتابك معروف محمد جهان پهلوان ( 568 - 581 ) مستلزم زيستن اثير بعد از سال 568 است و بنابرين قبول يكى از دو سال 577 و 570 ارجح به نظر ميرسد . ناقدان سخن اثير اخسيكتى را در رديف اول شاعران قصيده‌پرداز قرار داده‌اند . مهارتى كه او درآوردن رديفهاى دشوار و التزامات مشكل و پيچيدن در معانى صعب و بيرون آمدن از مضايق مختلف شعر به كار برده ، ستودنى است . وى اگرچه نتوانست خود را بپايهء خاقانى برساند و در معارضه‌يى كه با آن استاد داشت قدم از دايرهء ادب و انصاف بيرون نهاده ، ليكن در بسيارى از موارد توانسته است از حيث ايجاد مضامين عالى و ابداع تركيبات خاص و استفاده از افكار علمى و اطلاعات وسيع خود در خلق معانى بسخنگوى بزرگ شروان نزديك شود . اثير هم مانند معاصران خود در اشعار خويش مغلوب اطلاعات و معلومات خويش است و اين امر از قصائد او كاملا مشهود مىباشد . با همهء اين احوال ابيات لطيف در ديوان او و خاصه در غزلهاى مطبوع و دلنشينش كم نيست . عيب بزرگ او در آن بود كه بصعوبت معانى در اشعار خود علاقه ميورزيد و اين امر باعث مكتوم ماندن معانى بعضى از ابيات او گرديده است . عوفى دربارهء او ميگويد « 2 » : « شعر او آنچه هست مصنوعست و مطبوع ، و معانى او را ملك است و وقتى يكى از فضلا از داعى معنى اين چند بيت كه در قصيدهء معروف گفته است سؤال كرد ، قطعه :
چو طرد و عكس حروف تهجى اقبال * بحفظ دامن اقبال جمله تن چنگى عدو اگر نبود گو مباش آن بدرَگ * بريشميست برين ارغنون سرآهنگى بقاء جان تو خواهم كه امّ او تارست * كه گر بلغزد پايش قفا خورد چنگى
بنده را در خاطر آمد كه طرد و عكس حروف اقبال لابقا باشد يعنى لابقاء الاقبال و
هامش
( 1 ) - آتشكده ، چاپ بمبئى ص 318 . در اينجا وفات اثير بسال « شش‌صد و هفتاد » نوشته شده كه گويا صورت صحيح آن « پانصد و هفتاد » باشد . ( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 224 .