تير ز شست سپهر پير مقوّس * هم بشود زود و در كمان بنماند
ماه دوان هم گران ركاب نباشد * باش كه چندان سبك عنان بنماند
ناميه گردد سترون و همه اركان * پير شوند و يكى جوان بنماند
ناطقه گردد خموش و غاذيه ساكن * وين همه آشوب انس و جان بنماند
نيم جواز كائنات حسى و عقلى * در همه بازار كُن فكان بنماند
جهد كن امروز تا هماى هوايت * بر سر اين خشك استخوان بنماند
جان عزيزت كه آبخوردهء قدس است * در غم اين كهنه خاكدان بنماند
رخت نهادت به زير سدره فروگير * خيز كه اين سبز سايبان بنماند
43 - قوامى رازى
شرف الشعرا ( يا : اشرف الشعرا ) امير بدر الدين قوامى خبّاز رازى از شاعران معروف نيمهء اول قرن ششم هجرى است كه بمواعظ و حكم و مناقب خاندان رسالت شهرت دارد . نام وى از مجموع آنچه تذكره - نويسان نوشتهاند و از آثار خود شاعر برميآيد ، همانست كه نوشتهايم . تذكرهنويسان مانند عوفى « 1 » و امين احمد رازى در هفتاقليم و تقى الدين اوحدى در تذكرهء عرفات نام و عنوان او را تقريبا به همان نحو كه نوشتهايم ( غير از عنوان خباز ) نقل كردهاند . بعضى مانند امين احمد رازى بجاى شرف الشعرا « اشرف الشعراء » آوردهاند . واله داغستانى در رياض الشعرا تنها بذكر امير بدر الدين قوامى پرداخته و قاضى نور اللّه ششترى به « امير قوامى رازى » بسنده كرده است « 2 » و هدايت « 3 » نيز مطلب تازهيى راجع به او ندارد .
قديمترين كسى كه اسم قوامى را آورده نصير الدين ابى الرشيد عبد الجليل بن - الحسين القزوينى در كتاب النقض موسوم به « بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض » است كه در حدود 560 هجرى تأليف شده . اين مؤلف از او بنام امير قوامى « 4 » و يك بار بدون قيد « امير » ياد كرده است « 5 » .
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 236
( 2 ) - مجالس المؤمنين چاپ هند ص 486
( 3 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 476
( 4 ) - چاپ تهران بتصحيح آقاى محدث ص 252
( 5 ) - ايضا ص 230