كو دشمن من تا به من اندر نگرد * پس بنشيند به درد و بر من گريد
42 - سعيد طائى
عوفى « 1 » او را با نعت « الحكيم الكامل » و لقب « زين الشعرا » ياد كرده و اسم او را در شمار شاعران آل سلجوق در عراق آورده است . از احوال او مطلقا اطلاعى در دست نيست و از فحواى سخن عوفى چنين برميآيد كه در اواخر عهد سلاجقه و دورهء بروز انقلابات و تقلبات احوال ميزيسته است يعنى در نيمهء دوم قرن ششم . هدايت « 2 » نيز كه اطلاعات خود را از عوفى اخذ كرده مطلب تازهيى دربارهء او نياورده است . قصيدهء ذيل كه نمودارى روشن از يأس و نااميدى گوينده و تأثر شديد او از ناپايدارى احوال و زوال دولتهاى بزرگ است ، از امّهات قصائد فارسى شمرده مىشود و نمايندهء كمال فصاحت گوينده و مقام بلند او در شعر است .
افسوس كه از گويندهء تواناى اين ابيات اثر ديگرى در دست نداريم و تنها قصيدهيى كه ازو نقل شده اينست :
غم مخور اى دوست كاين جهان بنماند * هرچه تو مىبينى آنچنان بنماند
راحت و شاديش پايدار نباشد * گريه و زاريش جاودان بنماند
هر طربافزاى و شادمان كه تو بينى * از صف اندوه بر كران بنماند
برق شكر خنده گرچه ژاله ببارد * زهره كند آب و يكزمان بنماند
هيچ گل و لالهيى ز انجم رخشان * بر چمن سبز آسمان بنماند
در بن اين حُقّهاى بىسر مينا * اين مه و خورشيد مُهرهسان بنماند
هندوى كيوان فراز قلعهء هفتم * يك دو شبى بيش پاسبان بنماند
امتعهء اورمزد « 3 » را پس ازين دور * مشترىيى در همه جهان بنماند
خنجر مرّيخ سست گردد و هر شب * از شفقش خون بر آستان بنماند
صنعت خورشيد را ، كه لعل كند سنگ ، * هيچ اثر در ضمير كان بنماند
مطرب ناهيد را بساز طرب بر * زخمهء انگشتها روان بنماند
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 238 - 239
( 2 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 248
( 3 ) - اورمزد نام ستارهء مشترى است .