تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
از ابو الفرج رونى تصريح دارند « 1 » و او خود بعضى از قصائد آن استاد را استقبال كرده و جواب گفته است . انورى طبعى قوى و انديشه‌يى مقتدر و مهارتى وافر درآوردن معانى دقيق و مشكل در كلام روان و نزديك بلهجهء تخاطب زمان داشت . بزرگترين وجه اهميت او در همين نكتهء اخير يعنى استفاده از زبان محاوره در شعر است و او بدين ترتيب تمام رسوم پيشينان را در شعر درنوشت و طريقه‌يى تازه در آن ابداع كرد كه علاوه‌بر مبتنى بودن بر زبان تخاطب ، با رعايت سادگى و بىپيرايگى كلام و آميزش آن با لغات عربى وافر و حتى تركيبات كامل عربى و استفاده از اصطلاحات علمى و فلسفى بسيار و مضامين و افكار دقيق و تخيلات و تشبيهات و استعارات بسيار همراهست . گاه سخن انورى بدرجه‌يى از سادگى ميرسد كه گويى او قسمتهايى از محاورات معمول و عادى را در شعر خود گنجانيده است مانند :
گفت اين هر دو يكى جز كه شهاب الدين نيست * گفتم آنديگر گفتا حسن محمودست گفتم اغلوطه مده اين‌چه دويى باشد گفت * دويى عقل كه هم شاهد و هم مشهودست
و گاه بر اثر احتواء بر معانى دقيق و مشكل ، در همان حال كه الفاظ روان دارد ، فهم آن چنان دشوار مىشود كه محتاج شرح و توضيح است . همين امر و توسل انورى بمعانى علمى و آوردن اصطلاحات مختلف علوم و گنجاندن مطالب دقيق از علوم خاصه نجوم و هيئت در شعر ، تأليف شروحى را بر ديوان او ايجاب كرد مانند شرحى كه محمد بن داود العلوى الشادىآبادى نوشت و شرحى ديگر كه ابو الحسن فراهانى بعد از شادىآبادى تأليف كرده است . وقتى انورى سادگى و روانى كلام خود را با خيالات دقيق غنائى بهم مىآميخت غزلهاى شيواى زيباى مطبوع و دل‌انگيز خود را پديد ميآورد و الحق بايد او را در غزل از كسانى شمرد كه آن را مانند ظهير فاريابى پيش از سعدى بعاليترين مراحل كمال و لطف نزديك كرده و اين راه دشوار را در شعر آمادهء آن ساخته‌اند كه محل
هامش
( 1 ) - هدايت ، مجمع الفصحا ج 1 ص 153