كه آن را بسال 575 دانسته است ، و حاجى خليفه كه آن را بسال 565 نوشته « 1 » ، و لطفعلى بيگ كه بسال 656 آورده است ، و امين احمد در سال 580 و در بعضى نسخ 583 ، و تقى الدين كاشى 587 و محمد عبد الغنى خان در تذكرة الشعراء خود سال 580 نوشتهاند .
قول دولتشاه باطل است زيرا اولا در ديوان انورى اشاره بواقعهء غز است ( سال 548 ) خاصه در قصيدهء :
بر سمرقند اگر بگذرى اى باد سحر * نامهء اهل خراسان ببر خاقان بر
كه بخاقان محمود بن محمد پادشاه قراخانى سمرقند فرستاده بود . در سال 550 كه سال تأليف مقامات حميديست نيز زنده بوده و آن را بنيكى وصف كرده است و به حساب آقاى فروزانفر پانزده سال بعد از قتل ابو الحسن عمرانى كه مصادف بود با حدود سال 568 هم زنده بود « 2 » و چون بنابر روايات و حكايات مختلف انورى در سال قران در قيد حيات بود پس در سال 583 كه امين احمد رازى گفته است درگذشته . برون ضمن بيان احوال انورى در مجلد دوم تاريخ ادبيات خود وفات او را بعقيدهء خود در سال 581 و بعقيدهء اته و ژوكوفسكى در سالهاى ميان 585 - 587 دانسته است .
انورى از جملهء بزرگترين شاعران ايران و از كسانى است كه هم از دورهء خود استادى و هنرش در شعر مسلم گشت و پس از او شاعران همه او را باستادى و عظمت مقام ستودهاند . يكى ازين ستايشها كه درخور نقل است ستايشى است كه مجد الدين همگر شاعر استاد قرن هفتم ازو كرده . تفصيل داستان را از حبيب السير بنقل از تاريخ گزيدهء حمد اللّه مستوفى بخوانيد : « در تاريخ گزيده مسطور است كه در زمان اباقا خان ميان فضلاء كاشان در باب ترجيح و تفضيل شعر انورى و ظهير منازعت بوقوع پيوست و مجد همگر را حكم ساخته اين قطعه به دو فرستادند .
اى آن زمين وقر كه بر آسمان فضل * ماه خجسته منظر و خورشيد انورى
هامش
( 1 ) - كشف الظنون چاپ استانبول ج 1 ص 777
( 2 ) - سخن و سخنوران ج 1 ص 370 . زيرا فتوحى در جواب يكى از قطعههاى انورى كه در ضمن آن گويد ( طاق بو طالب نعمه است كه دارم ز برون - و ز درون پيرهن بو الحسن عمرانى ) گفته است :پانزده سال فزون باشد تا كشته شده است * بو الحسن آنكه ز احسانش سخن ميرانى .