كرد « 1 » و بسبب اين قران انقلابى عظيم در احوال عالم پديد خواهد آمد و طوفان شديدى از باد رخ خواهد داد كه بمنزلهء طوفان آب نوح خواهد بود و همهجا را زير و زبر خواهد كرد . از بيم اين واقعه همهء صاحبان دستگاه و مكنت هريك به نحوى چارهيى انديشيده بودند و سردابهاى بزرگ و غارها ترتيب داده و تا چند گز به زير زمين پناهگاههايى پديد آورده بودند . گويا منجمان خراسان بيش از ديگران درين باره اصرار داشتند « 2 » و انورى نيز از ميان آنان درين باره حكمى داشت « 3 » و گروهى از دانشمندان نيز درين باره ترديدها كرده بودند . در روز حكم خسف اثرى از باد آشكار نشد و روزى خوش بود و همين بطلان حكم منجمان باعث طعن و طنز چند تن از شاعران شد « 4 » . از آن جمله دولتشاه دو قطعه نقل كرده است كه يكى را بفريد كاتب شاعر معاصر انورى نسبت داده است :
گفت انورى كه از سبب بادهاى سخت * ويران شود عمارت و كُه نيز بر سرى
در روز حكم او نوزيدست هيچ باد * يا مرسل الرياح تو دانى و انورى
و ايضا
ميگفت انورى كه درين سال بادها * چندان وزد كه كوه بجنبد چو بنگرى
بگذشت سال و برگ نجنبيد از درخت * اى مرسل الرياح تو دانا نه انورى !
وفات انورى را دولتشاه سمرقندى در سال 547 در بلخ دانسته و گفته است قبر او هم در بلخ است در جنب مزار سلطان احمد خضرويه و بعضى روايات دال بر آنست كه انورى در اواخر عمر خود از خدمات دربارى گوشه گرفته و در بلخ ميزيسته است . دربارهء سال وفات اين شاعر روايات ديگرى نيز هست از قبيل روايت هدايت
هامش
( 1 ) - ابن الاثير حوادث سال 582
( 2 ) -چند گويى كه دو سال دگرست آفت خسف * دفع را رأفت رحمان بخراسان يابم
گويى از خاك خراسان بدر افتاد اين حكم * من همه حكمت يزدان بخراسان يابم( 3 ) - عقد العلى چاپ آقاى على محمد عامرى ص 17 . . . .
( خاقانى )
( 4 ) - دربارهء اين حكم آقايان فروزانفر ( سخن و سخنوران ج 1 ص 360 - 362 ) و مجتبى مينوى ( مجلهء دانشكده ادبيات شماره 4 سال دوم ص 16 - 53 ) بتفصيل بحث كردهاند .