تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
بر نام تست غزل در كام تست طرب * هم حجّت طربى هم حاجت غزلى همراه جان و دلى و ز جان و دل عوضى * همرنگ مشك و شبى وز مشك و شب بدلى كردى تو قصد دلم وز بيدلى خجلم * گر قصد جان بكنى از من بدل بحلى مِهرست بر تو مرا گرچه ز روى جفا * چون كين صدر اجلّ ياريگر اجلى
* * *
تويى كه مهر تو در مهرگان بهار منست * كه چهرهء تو گلستان و لاله‌زار منست بهار و سرو گل و سوسن اى بهار بتان * چو در كنار منى جمله در كنار منست قرار من همه در زلف بيقرار تو باد * كه تاب و حلقهء او منزل قرار منست طراوتى كه غزلهاى آبدار مراست * ز عشق تست كه در عالم اختيار منست
* * *
اگرچه عشق بتان سربسر بلا باشد * دلم بعشق همه‌ساله مبتلا باشد دلم بلاى من و عاشقى بلاى دلست * بلا كه ديد كه همواره در بلا باشد جفاى او بدلم از وفا عزيزترست * نشان عشق پسنديدن جفا باشد رخش چو لالهء سيراب و عارضش چو گلست * از آنِ قبل چو گل و لاله بىوفا باشد
* * *
قدر مردم سفر پديد كند * خانهء خويش مرد را بندست تا به سنگ اندرون بود گوهر * كس نداند كه قيمتش چندست
* * *
دوات اى پسر آلت دولتست * به دو دولت تند را رام كن دوات از قلم نامدارى گرفت * قلم گير و نام از قلم وام كن
* * *
دل من مهر آن گزيد كه او * بسته دارد ميان بكينهء من من ز دشمن چگونه پرهيزم * دشمن من ميان سينهء من
* * *