شب آدينه و من مست و خراب * عاشقى بر سر و در دست شراب
عاشق و مست خرابم چكنم * عاشق آن به كه بود مست و خراب
مر مرا شنبه و آدينه يكيست * كه چنين ديدهام از عشق صواب
مىخورم سرختر از چشم خروس * در شب تيرهتر از پر غراب
كرد بر ديدهء من خواب حرام * عشق آن نرگس مست پرخواب
هيچ تهديد عذابم مكنيد * كه مرا عشق بسنده است عذاب
نتوان خورد غم كار جهان * كه جهان سايهء ابر است و سرآب
غم بدانديش خداوند خورد * جغد شايستهتر آيد بخراب
* * *
اگر نيست دل در كف دلبرى * ببايد بكام دل از دلبرى
بر از دل بكام دل آنكس برد * كه دائم بود در برش دلبرى
و ليكن چه داند كه اندر جهان * نماند همى دلبرى در برى
نگه كن بدان باغ دلبر كه بود * گشاده در او هر دلى را درى
بهر سوى او خرمن لالهيى * بهر گام او تودهء عنبرى
به پا هر درختى چو يك خسروى * بسر هر يكى را بديع افسرى
بپيمان هر افسرى ملكتى * بفرمان هر خسروى لشكرى
ز بىمهرى لشكر مهرگان * نبينى كنون افسرى بر سرى
بهار از زمرّد همى بر درخت * بياويخت چون دلبرى زيورى
حزيران زمرّد همى زر كند * زهى من غلام چنين زرگرى
بديدار اين طرفه صنعت رواست * كه بينا شود چشم هر عبهرى
هماكنون خزان بينى از شرم سر * درآرد بكافورگون چادرى
بباغ اندر از ميوه چندين بتان * ندانم كه آراست بىآزرى
درخت آنگهى كآسمانگونه بود * نديدم ز اختر بر او پيكرى
كنون كآسمان رنگ او بازخواست * پديد آمد از هر سويش اخترى