تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
بدهم در يكى زمان بسؤال * گرد و گيتى بمدح بستانم بخل ضحاك و من فريدونم * مكرمت ملك و من سليمانم با امانت چو جنس با جنسم * با خيانت چو انس با جانم نيست بيگانگى به حمد اللّه * با هنر در ميان اقرانم خواجه‌تاش منست فضل كه من * بندهء افضل خراسانم لقبم روحيست و چون روحست * شعر پرداخته بديوانم مطلع و مقطع قصايد را * سيّوم فرخى و قطرانم در بحور و معانى دشوار * جدّ و هزل است گفتن آسانم بمديح كريم و طعن لئيم * سعد برجيس و نحس كيوانم مرده را از مديح زنده كنم * زنده را از هجا بميرانم چون سخن برگزيده‌ام بسخن * خواجه ز آن بركشيده آسانم . . .
* * *
دى كرده سوى روز شب تار تركتاز * در خس كشيد روز سر از بيم شب چو راز بشكفت پنبه‌زار فلك بر فلك چنانك * زهره ز عشق دوك بهم برشكست ساز همچون كلاه گوشهء نوشين روانِ مغ * برزد هلال سر ز پس كوه بيدواز من چون چنان بديدم جستم ز جاى خواب * ماهو « 1 » بدست كرده باشتر شدم فراز بگرفتمش مهار و شدم بر فراز او * چونانكه تاز باره شود بر فراز تاز ده روزه راه پيش گرفتم چو مردمان * با هفت هشت گِرده و ده پانزده پياز راهى كه نزد عاصىِ بدكار روز حشر * در جنب او حتيقتِ دوزخ بود مجاز در مرغزارهاش هزاهزكنان هزبر * بر چشمه‌سارهاش عراعركنان گراز غولان غرچه گير ز خار و ز خس در او * گمراه گشته چون رمهء ميش بىنهاز « 2 » شبگون هيون من كه مباداش دور سنگ * مانده درو ز پار دم سست خويش باز
هامش
( 1 ) - ماهو : چوبدست شتربانان ( 2 ) - نهاز : بز يا گوسپند بزرگى كه پيشاپيش گله رود
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 642 | ذبيح الله صفا