و منجمى ماهر بود شد و از امارت خلع گرديد . عباس خود بدست سلطان ابراهيم بن مسعود غزنوى از سلطنت خلع و پسرش محمد جانشين او شد و بعد از وى حسن بن عباس و علاء الدين حسين بن حسن ( حسين ) بحكومت غور رسيدند .
در سال 547 ميان علاء الدين حسين بن حسن معروف به « جهانسوز » پادشاه فيروزكوه و سنجر جنگى درگرفت . علت آن بود كه علاء الدين بر اثر قدرتى كه حاصل كرده بود بممالك اطراف دست انداخت و هرات و بلخ را متصرف شد . بعد از وقوع جنگ ميان او و سنجر شكست در سپاه حسين افتاد و او خود اسير و به خدمت سلطان برده شد . سنجر ازو پرسيد اگر من بدست تو اسير ميشدم چه ميكردى ؟ حسين زنجيرى سيمين از جيب بيرون آورد و گفت ترا با اين زنجير مقيد ميكردم و بفيروزكوه ميبردم .
سلطان او را بخشيد و بغور بازفرستاد .
علاء الدين حسين پس از چندى بر غزنه تاخت و بهرامشاه را از آن بيرون راند و آن را به تصرف آورد و با مردم سختگيريهاى بسيار كرد و برادر خود سيف الدين را حكومت غزنه داد و او را گفت كه با مردمان بنيكى رفتار كند . اهل غزنه آنقدر صبر كردند تا زمستان درآمد و راههاى غور بسته شد ، آنگاه نامه ببهرامشاه نوشتند و او را به شهر خواندند و سيف الدين را بقتل آوردند .
علاء الدين حسين در سال 556 در عهد خسرو شاه بن بهرامشاه بخونخواهى برادر بغزنين تاخت و سه روز آن را غارت كرد و از همهء كسانى كه در اسارت برادر او و مصلوب ساختن وى شركت داشتند ، و حتى از زنانى كه بتغنى اشعارى در هجو برادرش متهم بودند ، بفجيعترين وضعى انتقام گرفت و بسيارى از مردم غزنين را با خود بفيروزكوه برد و بر خود لقب سلطان معظم نهاد و بر رسم سلاطين سلجوقى و ترك براى خود چتر شاهى ترتيب داد .
چندى بعد از علاء الدين يكى از برادرزادگانش بنام غياث الدين بن سام سلطنت يافت . از خوشبختىهاى اين پادشاه مشهور آن بود كه برادرى شجاع و جنگاور و
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٥١