تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
تاج الدين بنالتكين كه در كشاكشهاى غوريان و خوارزمشاهان بهندوستان افتاده بود ، بدعوت مردم سيستان بجاى سلاطين نيمروز نشست و چون چند سال پادشاهى راند در سال 625 دچار حملهء دوم مغولان بر سيستان گشت و بعد از نوزده ماه مقاومت اسير شد و بقتل رسيد . ملوك نيمروز مردم فاضل و فاضل‌پرور و عمارت دوست بودند و غالبا با دانشمندان در مجالس بحث بسر ميبردند و از جملهء شاعران دستگاه آنان شرف الدين ابو نصر احمد فراهى است كه مداح الملك الغازى يمين الدوله بهرامشاه بن حرب متوفى بسال 618 بوده و نصاب الصبيان را او نظم كرده است « 1 » .

غوريان

غوريان سلسله‌يى از امرا هستند كه از قديم در نواحى صعب غور واقع در كوهستانهاى ما بين هرات و غزنه امارت داشتند و بملوك شنسبانيه يا آل شنسب مشهور بوده و به دو شعبهء اصلى منقسم ميشده‌اند كه يكى از آن دو در غور سلطنت ميكردند و پايتخت آنان فيروزكوه بود و ديگر در طخارستان واقع در شمال غور كه پايتخت ايشان باميان بود و آنان را غوريهء باميان نيز ميگفتند . علت اشتهار اين دو سلسله به آل شنسب انتساب آنان به شخصى است بنام شنسب كه گويند در صدر اسلام ميزيست و بر دست على بن ابيطالب عليه السلام اسلام آورد . يكى از اعقاب شنسب بنام فولاد غورى معاصر ابو مسلم خراسانى با او در بيرون راندن عمال بنى اميه از خراسان يارى كرد و بدين سبب او و برادرزادگانش همچنان در امارت خود باقى ماندند تا در عهد محمود سبكتكين امارت غور به محمد سورى رسيد و او در عين ضبط ممالك غور باطاعت محمود گردن نهاد ولى گاه نيز از دادن خراج امتناع مينمود تا عاقبت منكوب و مقهور سلطان شد و سلطان امارت غور را بپسرش ابو على سپرد ليكن او در دورهء مسعود مغلوب پسرعمش عباس بن شيث كه مردى فاضل
هامش
( 1 ) - راجع بسلاطين نيمروز رجوع شود به : طبقات ناصرى بتصحيح عبد الحى حبيبى چاپ كويته و كابل ص 324 - 336 حبيب السير جزو چهارم از جلد دوم ذيل « ذكر بعضى از حكام سيستان »