گويا رشيد تا اواخر عهد ايل ارسلان و آغاز دورهء تكش همچنان سمت صاحب ديوانى رسائل خوارزم را داشت و بعد از آن بسبب پيرى از خدمت معاف گرديد .
غير از سلاطين خوارزم كه گفتهايم رشيد وطواط با عدهيى از مشاهير رجال و امراى زمان نيز رابطه داشته و آنانرا مدح مىگفته است . از آن جمله ذكر خاقان محمود بن محمد بغراخان ، و صدر الائمه امام ضياء الدين كه از بزرگان ادبا و شعراى مقيم بلخ بوده ، گذشته است .
غير ازين دو از ممدوحان رشيد يكى شاه غازى نصرة الدين رستم بن على بن شهريار بن قارن ( 533 - 558 ) از پادشاهان آل باوند است كه هر سال 500 دينار و دستار و جبهيى با اسبى زين و ستام كرده براى وطواط بخوارزم ميفرستاده و ابن اسفنديار سه قصيدهء عربى را از رشيد در مدح اين اسپهد آورده است .
وفات رشيد وطواط را ياقوت در سال 573 « 1 » نوشته و صاحب روضات الجنات و كشف الظنون نيز بر همين طريق رفته و دولتشاه و تقى الدين كاشى 578 نوشتهاند .
رشيد وطواط از ادبا و نويسندگان و شاعران عهد خود با بسيارى از آنان مكاتبه و رابطه داشته است . ميان او و امام حسن قطان مروزى از علما و حكماى قرن ششم مكاتباتى وجود داشته و بعضى از آنها در مجموعهء رسائل رشيد و در جهانگشاى جوينى « 2 » آمده است .
ميان رشيد وطواط و جار اللّه زمخشرى اديب و متكلم بزرگ قرن ششم نيز دوستى و مباحثه و مكاتبه بود و على الخصوص آن دو را مباحثاتى بر سر مسائل لغوى و ادبى است .
رشيد از شاعران بزرگ عهد خود با خاقانى و اديب صابر ارتباط و مشاعره و مكاتبه داشته است . بين او و خاقانى در آغاز امر قواعد دوستى مستحكم بود و خاقانى ازو باحترام نام ميبرد ليكن آخر كار آن دو بمهاجات انجاميد . ميان رشيد و صابر هم وضع بر همين منوال بود نخست يكديگر را مىستودند و در اواخر امر يكديگر را مىنكوهيدند و بكلمات تند ميآزردند .
هامش
( 1 ) - معجم الادبا چاپ مصر ج 19 ص 30
( 2 ) - جهانگشا ج 2 ص 6 - 7