تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 628

مساهمون:

ص٦٢٨
طاقت هجر تو نمىدارم * روز و شب خون ز ديده مىبارم جز غمت نيست مونسم بىتو * ز آن غمت را بجان خريدارم غمگسارم تو بودى اندر دهر * رونقى داشت با تو بازارم همه غمها گساردم با تو * غم عشق تو با كه بگسارم گه‌گه از غم فراغتى جويم * بخت خندد بطنز بركارم چون فراغت نيافريد خداى * من بجهد از كجا بدست آرم

30 - رشيد وطواط « 1 »

امير امام رشيد الدين سعد الملك محمد بن محمد بن عبد الجليل عمرى كاتب معروف بخواجه رشيد وطواط از اعقاب عبد اللّه بن عمر بن الخطّاب است كه نسب او بيازده واسطه بخليفهء ثانى ميرسد . ولادت او در بلخ اتفاق افتاد و او در مدرسهء نظاميهء همان شهر قسمتى از تحصيلات خود را نزد امام ابو سعد هروى بانجام رسانيد و بعد از اتمام تحصيلات خود و كسب مهارت در فارسى و عربى بخوارزم رفت و در اوائل عهد ابو المظفر علاء الدوله اتسز بن قطب الدين محمد خوارزمشاه به خدمت او پيوست و تا آخر عمر در دستگاه خوارزمشاهان روزگار گذرانيد و سمت صاحب ديوانى رسائل داشته و مقرب سلطان و همواره در سفر و حضر ملازم خدمت او بوده و قواعد الفت ميان آن دو استوارى داشته و اتسز غالبا از محاوره و مجالست با آن دبير و شاعر فاضل لذت ميبرده و ميان آنان مطايباتى جارى بوده است و از آن جمله خوارزمشاه در ستايش او كه سرى اصلع داشت اين رباعى گفت :
از فضل سرت بر آسمان ميسايد * ز آن بر سر تو موى همى برنايد ما را سر تو چو ديده درمىبايد * بر ديده اگر موى نباشد شايد « 2 »
تخلص رشيد به « وطواط » از بابت كوچكى جثهء او بود چه وطواط نام مرغى است از جنس پرستو و اين خردى جثهء او هم موجب ايجاد بعضى مطايبات گرديده است .
هامش
( 1 ) - شرح حال رشيد وطواط را در اين كتاب از روى مقدمهء فاضل فقيد عباس اقبال آشتيانى ، سقى اللّه عراض رمسه بسحائب قدسه ، بر كتاب حدائق السحر كه بسال 1308 در تهران بطبع رسانيده است ، تلخيص كرده‌ام . ( 2 ) - لباب الالباب ج 1 ص 37
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 628 | ذبيح الله صفا