تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
سلاجقه نيز مزيد بر آن شد ، امراى كوهستان باز دستى از آستين بيرون آوردند و بناى تسلط بر نواحى مختلف گذاشتند . از ميان خاندانهاى مختلف قديم كه از جبال قارن تارويان هريك امارتى داشتند خاندان باوند از همه قويتر بود . باونديان در دورهء قدرت شمس المعالى دچار تسلط آن پادشاه شدند و اصفهبد شهريار بفرمان او بزندان افتاد و از اين پس سلطنت آل باوند فتورى هرچه تمامتر يافت و از آنان كسى سر بيرون نتوانست كرد تا در اوان تسلط سلاجقه قارن بن سرخاب كه چندى از راه همعهدى و اطاعت با امراى اخير زيارى امارت خود را حفظ كرده بود ، درگذشت و پادشاهى آل باوند بپسرش حسام الدوله اصفهبد شهريار بن قارن رسيد و او بر اثر ضعف شديد حكومت زياريان و تركتازى سلجوقيان توانست سرگرم توسعه دامنهء اقتدار خود شود و تمامى قلاع و حصون كوهستان را تصرف كند . سلطنت حسام الدوله ديرى به طول انجاميد و او از انقلاباتى كه بعد از ملكشاه رخ داد استفاده كرد و بنياد قدرت خود را بيشتر از پيش استحكام بخشيد چنان كه چون دور سلطنت بسلطان محمد رسيد توانست از فرمان سلطان سرپيچد و به خدمت او نرود و در سال 500 سنقر سردار سلجوقيان را شكست دهد . بعد از اين واقعه كار ميان سلاجقه و آل باوند بمصالحه و وصلت انجاميد و سلطان خواهر خود را به « نجم الدوله قارن » فرزند شهريار داد و سلطان محمود نيز عمهء خود را كه پيش از آن در حبالهء نكاح نجم الدوله بود بعلاء الدوله فرزند ديگر شهريار بزنى داد و اين ارتباط ميان سلاجقه و آل باوند همچنان برقرار بود و باونديان با منشور سلجوقيان بر طبرستان حكومت ميكردند ليكن اين امر مانع آن نبود كه گاه ميان سلاجقهء عراق و آل باوند تصادماتى رخ دهد چنان كه در عهد سلطان سنجر بر اثر تقاعد علاء الدوله اصفهبد على بن شهريار از درك خدمت سلطان ميان آن دو اندك‌اندك كدورت حاصل شد و كار بفرستادن قوائى از جانب سنجر بمازندران كشيد و حتى در سال 521 سلطان مسعود بفرمان سنجر بر مازندران تاخت و از اصفهبد به سختى شكست خورد و سلطان يكى از تركان را بنام يرغش كه يك بار از اصفهبد شكست يافته بود بتلافى انهزام مسعود بمقابلهء اصفهبد فرستاد ليكن او