28 - سوزنى
شمس الدين « 1 » تاج الشعرا محمد بن على سوزنى « 2 » را تذكرهنويسان معمولا به همين نام و نشان كه گفتهايم ذكر مىكنند . آقاى فروزانفر استاد دانشگاه با تتبع در ديوان او نام پدر ويرا مسعود يافته و با دعاى شاعر بانتساب او بسلمان فارسى صحابى معروف اشاره كرده است « 3 » . مولد او را عوفى « نسف » ( - نخشب ) ، واقع در نزديكى سمرقند ، ميداند و هدايت گفته است كه از قريهء كلاش سمرقند بوده است . بهرحال نسبت او بسمرقند مشهور است .
در ابتداى جوانى براى تحصيل علوم ببخارا رفت و مدتى در مدرسهيى تعلّم ميكرد و بعد بنابر نقل عوفى بر اثر تعلق خاطر بشاگرد سوزنگرى بتعلّم آن صنعت همت گماشت و از غايت عشق زبان بشاعرى گشود .
سوزنى معاصر ارسلان خان محمد از پادشاهان آل افراسياب ( 495 - 524 ) و فرزند او محمود ، خواهرزاده و جانشين سنجر ، در خراسان ، و يكى ديگر از امراى آل افراسياب بنام طمغاج خان مسعود بن حسن ، و سنجر ، و اتسز بن محمد خوارزمشاه بوده است .
وفات او را هدايت در سال 562 و دولتشاه « 4 » در 569 نوشته است و از اشعار شاعر حيات او در سال 560 مسلم مىشود « 5 » و بنابرين قبول يكى از دو سال مذكور دشوار به نظر نميرسد .
سوزنى با شاعران بسيار از قبيل عمعق و سنائى و انورى و معزى و اديب صابر و رشيدى سمرقندى معاصر و با بعضى از آنان در حال مهاجات بوده و آنانرا بتيغ تيز زبان
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 249
( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 191
( 3 ) - سخن و سخنوران ج 1 ص 334 باستناد به اين ابيات :مداح تو صد هزار كس هست * هر سو بيكى زبان ديگر
زيشان چو محمد بن مسعود * نى كهتر و مدحخوان ديگرو :بزهد سلمان اندر رسان مرا ملكا * چو يافتم ز پدر كز نژاد سلمانمو :تو از نژاد و تخمهء سگبان قيصرى * من از نژاد سلمان يار پيمبرم( 4 ) - تذكرة الشعرا چاپ هند ص 63
( 5 ) -رسيد ماه مبارك بسال پانصد و شصت * ببارگاه وزير خدايگان بنشست