تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩

27 - يمينى

عميد محمد بن عثمان يمينى كاتب غزنوى از شاعران اواخر عهد غزنوى بوده است . عوفى « 1 » اسم او را به همان نحو كه ديده‌ايم آورده ، جز آنكه بجاى يمينى در نسخهء چاپى حاضر عتبى آمده است و گويا اين نتيجهء اشتباه نساخ باشد زيرا آغاز سخن عوفى دربارهء شاعر تخلص او را به « يمينى » مسلم ميدارد و آن‌چنين است : « يمينى كه قلم از يمن يمينش مايه‌دار بود » . يمينى از فضلاى روزگار خود و از مترسلان و بلغاى مشهور بوده و چند تأليف داشته و از آن جمله « بزم آراى فخرى » بوده كه عوفى « از بدايع تشبيهات و روايع اوصاف » آن سخن ميگويد . وى از معاصران يمين الدوله بهرامشاه ( 511 - 552 ) بوده و بنابرين در نيمهء اول قرن پنجم ميزيسته است و گويا لقب شعرى خود يعنى « يمينى » را نيز از لقب همين سلطان گرفته باشد ليكن اينكه هدايت « 2 » او را معاصر يمين الدوله محمود بن سبكتكين ( 388 - 421 ) دانسته و گفته است كه « به نسبت اين سلطان تخلص يافته تا زمان بهرامشاه بن مسعود بن محمد در قيد حيات بوده . . . » مستبعد به نظر ميرسد زيرا درين - صورت ميبايست خيلى بيشتر از صد سال زندگى كرده باشد ، گويا اين اشتباه از آنجهت بر هدايت دست داده باشد كه وى در قصيدهء موجود خود از ملك محمودى سخن گفته است ليكن به اين نكته توجه نكرد كه همان قصيده در مدح بهرامشاه است . هدايت ميگويد كه با سوزنى صحبت داشته و اين هم دور از صحت به نظر ميآيد مگر آنكه وى چندى در ماوراء النهر بسر برده باشد . از اشعار اوست :
منت و شكر و سپاس بىقياس و حدّ و مرّ * ذو الجلالى را كه بىحكمش نباشد خير و شرّ مالك الملكى كه هر روزى زند چون لاله چاك * دست چرخ از حكمت حكمش گريبان سحر هم مبرّا ذات او از موت و فوت و عزل و هزل * هم منزّه نعت او از عيب و ريب و خواب و خور
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 2 ص 287 ( 2 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 656