تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
احوال خود برآشفتگى اوضاع گرگان و طبرستان افزود . طغرل بيك سلجوقى در سال 433 پس از آگهى از اين احوال باتفاق يكى از امراء محلى بنام مرداويج بن بسو بر گرگان تاخت و آن را فتح كرد و بدست مرداويج سپرد و خود بنيشابور بازگشت . مرداويج بعد از بازگشت طغرل بسارى تاخت و انوشيروان را وادار باطاعت و صلح كرد و قرار بر آن نهادند كه سالانه سى هزار دينار خراج دهد و خطبه بنام طغرل بيك بخواند و مرداويج مادر انوشيروان را تزويج كرد « 1 » و بدين ترتيب آل زيار كه چندى در اطاعت آل سبكتكين بسر ميبردند مطيع و منقاد آل سلجوق شدند و تا چندگاهى كسانى از آنان مانند عنصر المعالى كيكاوس و پسرش گيلانشاه اسما بر قسمتى از متصرفات قديم زياريان حكومت داشتند ليكن بتدريج امتداد تسلط سلاجقه و رونق كار آل باوند و تسلط صباحيان بر برخى از قلاع و جبال طبرستان حكومت اسمى آنانرا نيز از ميان برد . باونديان كه همهء آنان به اصفهبد ملك الجبال مشهور و ملقب بوده‌اند خود را از اعقاب « به او » ميدانستند و از اواخر عهد ساسانيان بر قسمتى از جبال طبرستان تسلط يافته بودند . بعد از تسلط عرب دايرهء نفوذ اين سلاطين مانند ديگر پادشاهان مازندران تنگ شد تا آنكه با اتحاد ميان آل قارن و اين سلسله قدرتى براى مقابله به احكام عرب در جبال ايجاد شد و نيروى اين پادشاهان فزونى گرفت چنان كه خلفا ناگزير با آنان مدارا ميكردند و بخراجى قانع بودند . بعد از تسلط سادات طالبيه نظر بعلاقه‌يى كه غالب اين امراء بتشيع داشتند رابطهء شاهان جبال طبرستان با بغداد به كلى قطع شد و چون سادات طالبيه ضعيف شدند امراى ديلم كه در خدمت آنان بنام و نشانى رسيده بودند ، هريك چندگاهى گرگان و طبرستان و رويان و ديلم را زير نگين ميگرفتند و پادشاهان جزء طبرستان نيز ناچار با آنان از در مجامله درميآمدند . در عهد قدرت زياريان بازماندگان امراى جبال با قبول طاعت و ضعف بسيار در قلمرو خود باقى ماندند ليكن چون ضعف در اركان قدرت زياريان راه يافت و تسلط
هامش
( 1 ) - ابن الاثير حوادث سال 433
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 46 | ذبيح الله صفا