شاعران بزرگ عهد خود بانواع موضوعات از مدح و رثاء و وعظ و غزل توجه كرده است . وى سبكهاى غالب استادان معاصر يا قريب العهد خود را ، كه بر وى در صناعت شاعرى مقدم بودهاند ، مانند مسعود سعد و معزى و سنائى ، تتبع كرده ولى اين امر دليل آن نشده است كه خود سبك استوار و محكم مخصوص به خود را كه بعد ازو در شاعران نيمهء دوم قرن ششم مؤثر گرديده است ايجاد نكند . كلام سيد سخته و استوار است و او بآرايشهاى لفظى و آوردن رديف در غزلها و قصايد خويش و داشتن تركيبات تازهء مخصوص بسيار متمايل است . كلام او غالبا ساده و خالى از تعقيد و ابهام است و روش شاعران خراسان در صراحت انديشه و سخن ، در او اثر خود را حفظ كرده است .
وقت آنست كه مستان طرب از سر گيرند * طرهء شب ز رخ روز همى برگيرند
مطربان را و نديمان را آواز دهند * تا سماعى خوش و عيشى بنوا درگيرند
راويان هر نفسى تهنيتى نو خوانند * مطربان هر كرتى پردهء ديگر گيرند
سر فرياد نداريم پگاهست هنوز * يك دو ابريشم بايد كه فراتر گيرند
ساقيان گرم درآرند شراب گلگون * كه نسيمش زدم خرّم مجمر گيرند
بزم را تازهتر از روضهء رضوان دارند * باده را چاشنى از چشمهء كوثر گيرند
دوستان نيز حريفانه درآيند به كار * وقت را يكدم بىمشغله دربر گيرند
رنگ در ساغر اين بادهء احمر دارند * سنگ در شيشهء اين قبهء اخضر گيرند