گفته و اين قديمترين اشارهييست كه در دست داريم . پدر او را عوفى و هدايت « 1 » ناصر علوى گفتهاند ليكن چه در لباب الانساب و چه در راحة الصدور راوندى « 2 » « محمد » است .
در مقدمهء ديوان سيّد كه بقلم جامع ديوان او ، كه از جملهء معاصران و دوستداران وى بوده است ، نوشته شده ، كنيهء او ابو على و نام پدرش احمد آمده است « 3 » ولى نظر به آنكه دو تن از معاصران او كه هر دو ويرا ملاقات كردهاند ، يعنى بيهقى و راوندى ، نام و نسب او را بنحو واحدى آوردهاند ، اعتماد به صحت آن دو قول اقرب بصواب مينمايد . مجموع آنچه از نام و كنيه و نسب و نعوت سيد از قول بيهقى و راوندى بدست ميآيد اينست :
« سيّد امام اشرف ذو الشهادتين ، مفخر اللسانين ، رئيس افاضل السادة ، ابو محمد الحسن بن محمد الحسينى » و بنابرين قول عوفى و ديگر تذكرهنويسان كه نام پدرش را ناصر دانسته و او را برادر محمد بن ناصر شمردهاند درست نيست . محمد بن ناصر را گويا برادرى بنام حسن بوده است كه از شاعران عهد خود بود و هنگامى كه سنائى كارنامهء بلخ را بنظم ميآورد در غزنين بسر ميبرد . سنائى در صفت شاعران غزنين بعد از آنكه از وصف سيد محمد ناصر بپرداخت ، ميگويد از همان بيخ كه محمد شاخهيى از آنست شاخهء ديگر جمال الدين حسن است :
شاخ ديگر جمال دين حسنست * كه چو نام خود او نكو سخنست
سيدى خوبروى و پاكيزه * سخنش همچو غيب دوشيزه
قوت نظم و نثرش از نسبست * ز آنكه از شاخ افصح العربست
هر كجا هست شاعر و علوى * او چو صدر است و ديگران چو روى
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 192
( 2 ) - ص 187
( 3 ) - بدين نحو « سيد امام اجل اظهر انور ، مرتضى ، عمدة الدين ، عدة الاسلام ، افضل - الزمان و اشرف العالم ، مفخر اللسانين ، محرم الحرمين ، افتخار خراسان ، ذو الشهادتين ، ابو على حسن بن احمد الحسينى الغزنوى » - رجوع كنيد بمقدمهء ديوان سيد حسن غزنوى بقلم آقاى مدرس رضوى و مقدمهء قديم آن بقلم جامع ديوان سيد كه در صفحات 1 - 4 ديوان بطبع رسيده است .
در نسخهء اصلى بجاى ابو على ابو العلى است كه آن را « ابو يعلى » هم ميتوان خواند .