در عهد سلطان محمود سلجوقى ( 511 - 525 ) لشكريان سلجوقى شروان را تصرف كردند و سلطان خود بشروان رفت و شروانشاه كه باميد بازيافتن سلطنت به خدمت سلطان رفته بود بازداشته شد ( 517 هجرى ) . بعد از فريبرز دور سلطنت بپسرش منوچهر رسيد و بعد ازو برادرش افريدون بدست گرجيان كه غالبا بهمدستى قفچاقيان بر شروان مىتاختند كشته شد ( 514 هجرى مطابق با 1120 ميلادى ) و پسرش منوچهر ثانى كه معاصر خليفه المقتفى ( 530 - 555 ) بود بسلطنت رسيد .
مهمترين دورهء سلطنت شروانشاهان دورهء منوچهر ثانى و چند تن از جانشينان او بود . منوچهر ثانى علاوه بر لقب شروانشاه عنوان خاقان اكبر هم داشت كه تخلص خاقانى از اين عنوان گرفته شد . با اينحال شروانشاه تابع و باجگزار سلاجقهء عراق بود و اين حال تا پايان سلطنت طغرل بن ارسلان آخرين سلطان سلجوقى عراق به طول انجاميد و از اين پس سلاطين شروان تابع و باجگزار سلاطين گرج بودند و با آنان وصلت داشتند چنان كه جانشين منوچهر ثانى يعنى اخستان به يارى جورجيوس سوم كه با او خويشاوندى داشت بر دستهيى از قواى بحرى روس در نزديكى باكو غلبه يافت .
بعد از اين تاريخ نام عدهيى از سلاطين شروان در كتب تاريخ و يا در سكهها مذكور است مانند فريبرز بن افريدون بن منوچهر و فرخزاد بن منوچهر و كرشاسپ بن فرخزاد كه هر سه معاصر خليفه الناصر ( 575 - 622 ) بودهاند . هنگاميكه جلال الدين خوارزمشاه بر آذربايجان تسلط يافت شروانشاه مدتى خراجگزار او بود « 1 » .
شروانشاهان از آن بابت كه ممدوح عدهيى از شاعران بزرگ آذربايجان مانند ابو العلاء گنجوى و خاقانى شروانى و فلكى بودهاند ، اهميت وافر دارند و چنان كه از مطالعه در احوال اين شاعران برميآيد پادشاهان شروان را بداشتن اين شعرا در دربار خود علاقهء بسيار بود و اين امر را بنابر رسم زمان از جملهء شؤون دربارى خود ميشمردند .
هامش
( 1 ) - رجوع شود به :Encyclopedie de l'Islam , Art . Shirvanshah par Barthold .