تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
اين‌چنين دايه از كرانه مرا * تربيت كرده مادرانه مرا كاوّلين مايهء تناسل بود * جزوهاى نبات را كل بود نقش نوشاد را ازو شادى * سرو آزاد ز او بآزادى گلبنان ز او گشاده خد بودند * سروها ز او كشيده قد بودند زو كشيده و گشاده شد ببهار * پنجهء سرو و چهرهء گلنار گوهرى را كه چرخ و الا كرد * جنبش او بلندبالا كرد جويهايى كه خازن آبند * الف و نون جمع ازو يابند گرچه در اصل كودكى بودم * نزد او چوب و نى يكى بودم چون گيا بىخبر همىخوردم * با گيا همسرى همىكردم اين‌چنين دايه پيش هر هستى * جلوه كردى مرا بهر دستى اولين سبز يافت كسوت نى * بعد از آن لعل ساخت خلعت نى چون بريدم ز سبز و لعل اميد * بازدادم يكى قِماط « 1 » سپيد چون دريدم قماط سيمابى * دوخت بازم قباى عنّابى ساخت زان پس مرا بمستورى * كُرته « 2 » عودى و حجره كافورى پس مرا از براى هر نه برخ * كرد نه ماه جلوه بر نه چرخ چون قوى بيخ گشت بنيادم * پس به شهر پدر فرستادم

از مثنوى طريق التحقيق :

دوش ناگه نهفته از اغيار * يافتم بر در سرايش بار مجلسش ز آنسوى جهان ديدم * دور از انديشه و گمان ديدم مجمعى ديده‌ام پر از عشاق * جسته از بند گنبد زرّاق چارتكبير كرده بر دوجهان * گشته فارغ ز شغل هر دوجهان باده از جام معرفت خورده * راه ز آنسوى شش جهت كرده
هامش
( 1 ) - قماط : كهنه‌يى كه در قنداق كودك گذارند ( 2 ) - كرته : پيراهن