تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
همه سوى فقيه سالوسى * همه نزديك عامه افسوسى همه از ناوك بلا خسته * همه از ننگ خويش وارسته كرده در راه عشقِ بىفرياد * همه ميراث خاك آدم باد علمشان زير حرفِ نادانيست * چه عجب گنج زير ويرانيست همه پست و بلند مايه چولاد « 1 » * همه پوشيده و برهنه چو باد بر هوا وقف كرده هاويه « 2 » را * برتر از عقل برده زاويه را فارغ از نقش دين و كيش همه * گرد خانهء هواى خويش همه برده رخت بقاى دوجهانى * از ره كفر در مسلمانى ساخته هريك از ميان ضمير * از قل اللّه ثم ذرهم « 3 » بير « 4 » چنگ در حضرت خداى زده * هرچه آن نيست پشت پاى زده

از سير العباد :

درين ابيات بطريق رمز كيفيت تركيب صورت انسانى و روح ناميه را بيان مىكند :
دان كه در ساحت‌سراى كُهن * چون تهى شد زمن « 5 » مشيمهء كُن سوى پستى رسيدم از بالا * حلقه در گوش ز اهبطوا منها « 6 » دايه‌يى يافتم قديم نهاد * بوده با جنبشى فلك همزاد گنده پيرى چو چرخ پرمايه * بىخبر ز آفتاب و از سايه پيشوا بوده نوع عالم را * دايگى كرده شخص آدم را حيوان را بر تبت و مقدار * دايه و مطبخى و خوانسالار
هامش
( 1 ) - لاد : خاك ، چينهء ديوار ، ديباى تنگ و نرم ( 2 ) - هاويه : دوزخ ( 3 ) - قل اللّه ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون ( 4 ) - بير : جامهء خواب ( 5 ) - مراد « آدمى » است ( 6 ) - اشاره است به آيه 36 از سورة البقرة :« قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »