همه سوى فقيه سالوسى * همه نزديك عامه افسوسى
همه از ناوك بلا خسته * همه از ننگ خويش وارسته
كرده در راه عشقِ بىفرياد * همه ميراث خاك آدم باد
علمشان زير حرفِ نادانيست * چه عجب گنج زير ويرانيست
همه پست و بلند مايه چولاد « 1 » * همه پوشيده و برهنه چو باد
بر هوا وقف كرده هاويه « 2 » را * برتر از عقل برده زاويه را
فارغ از نقش دين و كيش همه * گرد خانهء هواى خويش همه
برده رخت بقاى دوجهانى * از ره كفر در مسلمانى
ساخته هريك از ميان ضمير * از قل اللّه ثم ذرهم « 3 » بير « 4 »
چنگ در حضرت خداى زده * هرچه آن نيست پشت پاى زده
از سير العباد :
درين ابيات بطريق رمز كيفيت تركيب صورت انسانى و روح ناميه را بيان مىكند :
دان كه در ساحتسراى كُهن * چون تهى شد زمن « 5 » مشيمهء كُن
سوى پستى رسيدم از بالا * حلقه در گوش ز اهبطوا منها « 6 »
دايهيى يافتم قديم نهاد * بوده با جنبشى فلك همزاد
گنده پيرى چو چرخ پرمايه * بىخبر ز آفتاب و از سايه
پيشوا بوده نوع عالم را * دايگى كرده شخص آدم را
حيوان را بر تبت و مقدار * دايه و مطبخى و خوانسالار
هامش
( 1 ) - لاد : خاك ، چينهء ديوار ، ديباى تنگ و نرم
( 2 ) - هاويه : دوزخ
( 3 ) - قل اللّه ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون
( 4 ) - بير : جامهء خواب
( 5 ) - مراد « آدمى » است
( 6 ) - اشاره است به آيه 36 از سورة البقرة :« قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »