تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
و با افكار نو و انديشه‌هاى دينى و عرفانى همراه كرده و ازين ميان سنخ فكرى جديد و شيوهء شاعرى تازهء خود را پديد آورده و در قصائد و غزليات و قلندريات و ترجيعات متعدد نشان داده و به همان سبك شناخته و معروف شده است . اين دسته از آثار و اشعار سنائى پر است از معارف و حقايق عرفانى و حكمى و انديشه‌هاى دينى و زهد و وعظ و ترك و تمثيلات تعليمى كه با بيانى شيوا و استوار ادا شده است . درين قصايد سنائى از استعمال كلمات و حتى تركيبات و عبارات عربى بوفور خوددارى نكرده است « 1 » و كلام خود را باشارات مختلف از احاديث و آيات و قصص و تمثيلات و استدلالات عقلى و استنتاج از آنها براى اثبات مقاصد خود و اصطلاحات وافر علمى از علوم مختلف زمان ، كه در همهء آنها صاحب اطلاع بوده ، آراسته است و به همين سبب بسيارى از ابيات او دشوار و محتاج شرح و تفسير شده است . بايد گفت اين روش كه سنائى در شعر پيش گرفت مبداء تحول بزرگى در شعر فارسى و يكى از علل انصراف شعرا از امور ساده و توصيفات عادى و توجه آنان بمسائل مشكلتر ، به قصد اظهار استادى و مهارت شده است ، و غالب شعرايى كه بعد از سنائى در مسائل حكمى و عرفانى و دينى و وعظ وارد ميشدند به اين شاعر و آثار او نظر داشته و بعضى نيز مانند خاقانى بصراحت خود را درين‌گونه مسائل جانشين سنائى مىشمرده‌اند « 2 » ليكن بايد متوجه بود كه انسجام و استحكام كلام و دقت در به كار بردن الفاظ منتخب و تركيبات تازه و ايراد معانى دقيق در اشعار سنائى بدرجه‌ييست كه تقليد از او را حتى براى شاعران بسيار توانا مشكل ساخته است . سنائى در مثنويهاى خود بيش از قصائد بايراد معانى و الفاظ دشوار و اشاره بمسائل مختلف علمى و فلسفى و عرفانى و دينى توجه كرده و ازين حيث بسيارى از ابيات او در سير العباد و طريق التحقيق و حديقه محتاج شروح مفصل است تا مورد فهم خواننده
هامش
( 1 ) - مانند قصيدهء :اى منزه ذات تو عما يقول الظالمون * گفت علمت جمله را مالم تكونوا تعلمونالى آخر قصيده ( 2 ) - رجوع شود بشرح حال خاقانى در همين كتاب