داشته است . در آغاز كار شاعرى او مسعود بن سعد بن سلمان شاعر استاد در غزنين شهرت وافرى حاصل كرده بود و هنگامى كه از آخرين زندان خود رهايى يافته و بغزنين آمده بود ، به تفصيلى كه در شرح احوال او ديدهايم ، سنائى بگرد آوردن ديوان آن استاد پرداخت . علاوه بر او نام شاعران ديگرى مانند ابو حنيفهء اسكافى ، سيد حسن ، معزى ، عثمان مختارى و چند تن شاعر غيرمعروف را در آثار او مىبينيم كه سنائى برخى از آنان را رثاء گفته و از بعضى بنيكى و ستايش نام برده است .
سنائى از سلاطين غزنوى سلطان مسعود بن ابراهيم ( 492 - 508 ) و بهرامشاه بن مسعود ( 511 - 552 ) و از سلاجقه سنجر بن ملكشاه را مدح گفته و كارنامهء بلخ را بنام مسعود و حديقة الحقيقه را بنام بهرامشاه سروده است .
از وزراء و صدور و رجال دولت غزنوى و علما و اشراف غزنين و خراسان هم نام چند تن را در آثار سنائى مىيابيم كه از جملهء بزرگترين آنان ثقة الملك طاهر بن على وزير سلطان مسعود بن ابراهيم ؛ و منصور بن سعيد بن حسن ميمندى عارض سپاه سلطان ابراهيم ؛ و خواجه قوام الدين ابو القاسم ناصر بن حسين درگزينى وزير سنجر كه ميان او و سنائى قواعد مصادقت و مكاتبت مستقر بود و دو نامهء سنائى به اين وزير مبنى بر اعتذار از وصول به خدمت او و ملاقات آن وزير در دست است ؛ و خواجه معين الدين ابو نصر احمد بن فضل كاشانى وزير سنجر ؛ و ابو محمد بن الحسن القاينى وزير بهرامشاه ؛ و ابو نصر محمد بن عبد الحميد مستوفى از وزراء بهرامشاه ؛ و خواجه عميد احمد بن مسعود تيشه كه از رجال غزنين بود و با سنائى دوستى داشت و براى او به تفصيلى كه ديدهايم خانهيى در غزنين ترتيب داد ؛ و امام برهان الدين ابو الحسن على بن ناصر غزنوى معروف به بريانگر كه با سنائى حق نان و نمك و دوستى و مصادقت داشته و از ائمهء مشهور بغداد و ساكن آن شهر بوده است و سنائى بعد از اعتراض متعصبان نسخهيى از حديقه را براى حكومت نزد وى فرستاده بود ؛ و فضل بن يحيى بن صاعد هروى معروف بعارف زرگر كه ميان او و سنائى مشاعره و مكاتبه بود و قصائد آن دو كه به يكديگر فرستادهاند در ديوان سنائى
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 564
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٥٦٤