يك بيت است از آن جمله ، فرد :
جانب هركه با على نه نكوست * هركه گو باش من ندارم دوست » « 1 »
و گذشته از اشارات متأخرين در اقوال سنائى هم چندبار اشاره بعلى و آل او و دعوى محبت آنان و تعريض بمخالفان ايشانست . در عشقنامه وصفى كه از على عليه السلام كرده قابل توجهست . سنائى او را بر همه برترى داده و چنين گفته است :
اشجع و افصح افضل و اكرم * از همه اعدل از همه اعلم
و در حديقه گفته است :
مر مرا مدح مصطفى است غذى * جان من باد جانش را بفدى
آل او را بجان خريدارم * وز بدى خواه آل بيزارم
دوستدار رسول و آل ويم * ز آنكه پيوسته در نوال ويم
گر بدست اين عقيده و مذهب * هم برين بد بداريم يا رب
من ز بهر خود اين گزيدستم * كاندرين ره نجات ديدستم
و باز در حديقه هنگام مدح امير المؤمنين على عليه السلام تصريحاتى بقبول امامت او دارد مثلا درين بيت :
نائب مصطفى بروز غدير * كرده در شرع خود مر او را مير
. . . رازدار خداى پيغمبر * رازدار پيمبرش حيدر
. . . تا بنگشاد علم حيدر در * ندهد سنت پيمبر بر
. . . با مديحش مدايح مطلق * زهق الباطل است و جاء الحق . . .
و تعريضهايى كه بمخالفان او از عايشه و معاويه و آل مروان و آل زياد و جز آنان دارد ، همه دليل قاطع بر حبّ او نسبت به آن امام همام است و ستايش او از امام حسن و امام حسين و بدگويى قتلهء حسين هم دليل ديگرى برين اعتقاد شديد سنائى بآل رسول است . با اين حال سنائى از مدح و ستايش سه خليفهء اول و ائمهء فقه اهل سنت خوددارى نكرده است . بنابرين اگر هم او را از جملهء شيعيان بشماريم بايد معتقد بعدم تعصب او در مسائل مذهبى باشيم .
هامش
( 1 ) - كتاب النقض چاپ آقاى محدث ص 252