كه ابو محمد نامش بوده است » « 1 »
عوفى گويد كه رشيدى « در علم شعر چند تصنيف ساخته است و چند تأليف پرداخته و زينتنامه يكى از نتايج خاطر اوست » « 2 » . هدايت منظومهء ديگرى را بنام « مهر و وفا » از منظومات او دانسته است . از خصائص اشعار رشيدى اشتمال آن بر صنايع مختلف و مهارت شاعر در به كار بردن انواع آنهاست و او را ناقدان سخن به اين صفت ستودهاند .
ميانهء رشيدى و مسعود سعد سلمان مكاتبه و مشاعره بود و عوفى دو قطعه را كه اين دو استاد به يكديگر فرستادهاند در لباب الالباب نقل كرده .
رشيدى مداح پادشاهان آل افراسياب و از آن جمله ، خضر بن ابراهيم و قدر خان ابو المعالى جبرئيل بن احمد بوده و علاوه برين سنجر بن ملكشاه را از سلاجقه مدح گفته است .
از اشعار اوست :
آن نه زلفست آنكه او بر عارض رخشان نهاد * صورت جورست كاو بر عدل نوشروان نهاد
توبه و سوگند ما را تاب از هم باز كرد * زلف را تا تاب داد و بر رخ تابان نهاد
از دل من وز سر زلفين او اندازه كرد * آنكه در ميدان مدار گوى در چوگان نهاد
گر زند بر سنگ بوسه سنگ گردد چون شكر * يا رب اين چندين حلاوت در لبى نتوان نهاد
ديدمش يك روز شادان و خرامان در كشى * همچو مه كو را خداى اندر فلك گردان نهاد
گفت مستم خوانى و بر وعدهء من دل نهى * سادهدل مردى كه دل بر وعدهء مستان نهاد
* * *
هامش
( 1 ) - مجمع الفصحا ج 1 ص 87
( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 176