تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
هر ديده كه عاشق است خوابش مدهيد * هر دل كه در آتش است آبش مدهيد دل از بر من رميده از بهر خدا * گر آيد و در زند جوابش مدهيد
* * *
با يارم اگر نيست ره ديدارى * آريد ببالين منش يكبارى تا گر من دل‌خسته نبينم رويش * او كشتهء خويش را ببيند بارى
* * *
تا بود هميشه خون روان بود از دل * وين بيشه تمام ارغوان بود از دل بر هر سر خار صد نشان بود از دل * با اين‌همه عشق سر گران بود از دل

18 - رشيدى

سيد الشعرا « 1 » استاد ابو محمد بن محمد رشيدى سمرقندى « 2 » از استادان قرن ششم و از شاعران نام‌آور ماوراء النهر است . وى از اهل سمرقند بوده و نام و كنيه و لقب او را تاج الشعراء ابو رشيد عبد اللّه يا عبد السيد . . . نيز نوشته‌اند « 3 » . نظامى عروضى دربارهء او گفته است كه « استاد رشيدى با امير الشعرا عمعق در روزگار سلطان خضر بن ابراهيم مداح و مخصوص خدمت ستى زينب منكوحهء خضر خان بود و او رشيدى را ميستود و تقرير فضل او ميكرد تا كار رشيدى بالا گرفت و سيد الشعرايى يافت و پادشاه را در وى اعتقادى پديد آمد و صلتهاى گران بخشيد . . . . و ميانهء او و عمعق كدورتى بود چنان كه اشعار او را در خدمت خضر خان به « بىنمكى » وصف كرد و او در جواب عمعق چنين گفت :
شعرهاى مرا به بىنمكى * عيب كردى ، روا بود ، شايد ! شعر من همچو شكّر و شهدست * وندرين دو نمك نكو نايد شلغم و باقليست گفتهء تو * نمك اى قلتبان ترا بايد ! » « 4 »
هدايت نام او را « ارشدى » آورده و گفته است گويند « همان استاد رشيدى است
هامش
( 1 ) - چهارمقالهء نظامى عروضى ص 46 ( 2 ) - لباب الالباب ج 2 ص 176 ( 3 ) - حواشى تاريخ بيهقى بقلم آقاى سعيد نفيسى ج 3 ص 1348 ( 4 ) - نقل باختصار از چهارمقاله چاپ ليدن ص 46 - 47